گويند ، هنگامى كه جلاس گفته بود ما از خر بدتريم ، عمير به او گفته بود : آرى تو از خر هم بدترى ، رسول خدا راستگو و تو دروغگويى . جلاس به حضور پيامبر ( ص ) آمد و سوگند خورد كه چيزى نگفته است و خداوند دربارهء او اين آيه را نازل فرمود يَحْلِفُونَ بِاللّهِ ما قالُوا وَ لَقَدْ قالُوا كَلِمَةَ الْكُفْرِ وَ كَفَرُوا بَعْدَ إِسْلامِهِمْ وَ هَمُّوا بِما لَمْ يَنالُوا وَ ما نَقَمُوا إِلّا أَنْ أَغْناهُمُ الله وَ رَسُولُهُ من فَضْلِهِ . . . 9 : 74 - سوگند مىخورند به خداى تعالى كه نگفتهاند و حال آنكه كلمهء كفر گفتند و پس از اسلام ظاهرى كافر شدند و قصد كردند به كارى كه به آن نرسيدند و طعنه نزدند بر مؤمنان مگر بدان سبب كه خداى و رسول او از فضل خود با غنيمتها توانگرشان ساخت [ 1 ] .
گويند ، جلاس از دورهء جاهليت خونهايى از يكى از اقوام خود مىخواست ، و مردى نيازمند بود . چون پيامبر ( ص ) به مدينه رسيدند آن خونبها را براى جلاس گرفتند و خداوند او را غنى ساخت . مخشّى بن حميّر مىگفت : اى رسول خدا نام خودم و نام پدرم مايهء سرافكندگى من است - او همان كسى است كه در آيات مذكور مورد عفو قرار گرفته است - رسول خدا ( ص ) او را عبد الرحمن يا عبد الله نام گذاشتند . او از خدا مسألت مىكرد كه در راه اسلام شهيد شود و گور او هم ناشناخته بماند و چنان شد كه در جنگ يمامه كشته شد و اثرى از او بدست نيامد .
دربارهء جلاس بن سويد اين را هم گفتهاند كه او نخست از منافقانى بود كه از شركت در جنگ تبوك خوددارى كرد و مردم را هم از خروج منع مىكرد . امّ عمير همسر او بود و عمير هم يتيم فقيرى بود كه در خانهء او زندگى مىكرد و جلاس او را تكفل و نسبت به او خوبى مىكرد ، تا اينكه عمير آن سخن جلاس را شنيد كه مىگويد : اگر محمد راستگو باشد ما از خر بدتريم ! عمير به جلاس گفت : تو از همهء مردم پيش من محبوبتر بودى و از همه نسبت به من مهربانتر و براى من بسيار دشوار است كه بر تو مكروهى وارد شود ، به خدا سوگند متأسفانه سخنى گفتى كه اگر آن را بگويم ترا رسوا مىسازد و اگر آن را پوشيده بدارم خودم هلاك مىشوم و انجام يكى از اين دو براى من سادهتر از ديگرى است .
عمير موضوع گفتار جلاس را به اطلاع پيامبر ( ص ) رساند . پيامبر ( ص ) از مال زكات به جلاس كه فقير بود چيزى داده بودند ، و كسى پيش او فرستادند و دربارهء آنچه كه عمير گفته بود پرسيدند . جلاس به خدا سوگند خورد كه هرگز چنين سخنى نگفته است و عمير دروغگوست . عمير كه در حضور پيامبر ( ص ) بود برخاست و گفت : پروردگارا دربارهء آنچه من به رسول خدا گفتهام آيهيى بفرست ! و خداوند بر پيامبر خود اين آيه را نازل فرمود يَحْلِفُونَ 9 : 74
هامش
[ 1 ] سورهء 9 ، آيهء 74 .