بن معاذ ، اسيد بن حضير ، ابو نائله و سلمة بن سلامه بودند ، و پيامبر ( ص ) كنار گور او ايستاده بودند . چون او را در گور نهادند چهرهء پيامبر ( ص ) گرفته شد ، و سه مرتبه سبحان الله و سه مرتبه تكبير فرمودند ، و مسلمانان همراه او تسبيح و تكبير گفتند ، آنچنانكه بقيع به لرزه در آمد .
در اين مورد از پيامبر ( ص ) سؤال كردند چرا چهرهء شما تغيير كرد و سه مرتبه تسبيح و تكبير گفتيد ؟ فرمود : گور ، دوست شما را فشرد ، و چنان فشارى داد كه اگر كسى از آن نجات پيدا مىكرد ، سعد هم نجات پيدا مىكرد ، و سپس خداوند آن را از او رفع فرمود .
ابراهيم بن حصين ، از مسور بن رفاعه برايم نقل كرد : كبشه مادر سعد آمده بود تا بر جسد فرزندش در گور نظر كند ، مردم او را رد مىكردند . پيامبر ( ص ) فرمودند : آزادش بگذاريد ! و او آمد و نگاه كرد و اين پيش از آن بود كه روى آن را با خشت و خاك پوشانده باشند . مادر سعد گفت : من تو را قربانى راه خدا حساب مىكنم . پيامبر ( ص ) ، همان كنار گور او را تسليت دادند و سپس گوشهاى نشستند . مسلمانان شروع به خاك ريختن بر گور كرده و آن را هموار ساختند و بر گور او آب پاشيدند . آنگاه رسول خدا ( ص ) آمدند و كنار گور ايستادند و براى او دعا كردند و برگشتند .
ذكر كسانى از مسلمانان كه در محاصرهء بنى قريظه كشته شدند
خلّاد بن سويد ، از قبيلهء بلحارث بن خزرج ، كه نباته دستاسى را بر سر او افكند و كشته شد ، و پيامبر ( ص ) فرمودند : براى او اجر دو شهيد خواهد بود ! و نباته را به قصاص او كشتند .
ابو سنان بن محصن هم درگذشت كه پيامبر ( ص ) او را همانجا به خاك سپردند ، و امروز هم قبر او در گورستان بنى قريظه است .
واقدى گويد : ابراهيم بن جعفر از قول پدرش برايم نقل كرد : چون بنى قريظه كشته شدند ، حسيل بن نويرهء اشجعى ، خود را دو روزه به خيبر رساند . يهوديان بنى نضير ، سلّام بن مشكم ، و كنانة بن ربيع بن ابى الحقيق هم همراه يهوديان خيبر نشسته بودند ، و منتظر وصول خبر از بنى قريظه بودند . چون شنيده بودند پيامبر ( ص ) آنها را محاصره فرموده است ، و مىخواستند از حوادث و اخبار آگاه گردند . همين كه او را ديدند پرسيدند : چه خبر ؟ گفت : خبر بد و شر ، جنگجويان بنى قريظه همگى به سختى با شمشير كشته شدند . كنانه پرسيد : حيىّ بن اخطب چه كرد ؟ حسيل گفت : از ميان رفت ، و گردنش را به سختى با شمشير زدند . و بعد هم شروع كرد به خبر دادن از مرگ سران بنى قريظه مانند : كعب بن اسد ، غزّال بن سموئيل ، و نبّاش بن قيس و