تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 395

مساهمون:

ص٣٩٥
سه هزار نفر بودند ، و اسبها سى و شش عدد بود ، مجموعهء سهامى كه غنايم بر مبناى آن تقسيم شد ، سه هزار و هفتاد و دو سهم بود ، كه براى هر اسب دو سهم ، و براى صاحبش يك سهم محاسبه شده بود . ابراهيم بن جعفر ، از پدرش برايم نقل كرد : در جنگ بنى قريظه مجموع اسب مسلمانان سى و شش اسب بود ، و پيامبر ( ص ) سه اسب يدك داشتند ، و براى خود ، فقط يك سهم منظور فرمود ، و مجموعهء سهام سه هزار و هفتاد و دو سهم بود . اموال را نخست به پنج بخش مساوى تقسيم كردند ، و سهمى را به نام خداوند متعال كنار گذاشتند . همچنين نسبت به اثاثيه و چهار پايان و اسيران به همين طريق رفتار شد . چهار بخش ديگر ميان مردم تقسيم شد . پيامبر ( ص ) در آن روز سهم آن دو مردى را هم ، كه يكى كشته شده ، و ديگرى مرده بود ، منظور فرمود . همچنين پيامبر ( ص ) به زنانى كه در جنگ بنى قريظه حضور يافته و شركت كرده بودند ، چيزى عطا كردند ، در حالى كه براى آنها سهمى تعيين نشده بوده ، و آنها صفيّه دختر عبد المطلب ، و ام عماره و ام سليط ، و ام العلاء و سميراء دختر قيس ، و مادر سعد بن معاذ بودند . محمد بن عبد الله بن مالك ساعدى ، از قول پدر بزرگ خود برايم نقل كرد كه گفته است : من هنگامى كه زنان اسير بنى قريظه را مىفروختند ، به حضور پيامبر ( ص ) رسيدم ، ابو الشّحم يهودى آمد و دو زن يهودى را كه هر يك سه پسر بچه و دخترانى داشتند ، به يكصد و پنجاه دينار خريد . او به آنها مىگفت : مگر شما بر دين يهود نيستيد ؟ و آنها در حالى كه مىگريستند ، مىگفتند : ما از دين قوم خود ( يهود ) دست بردار نيستيم تا بر آن آيين بميريم . ابن ابى سبره ، از يعقوب بن زيد بن طلحه ، از قول پدر او نقل مىكرد كه گفت : پيامبر ( ص ) ، گروهى را براى فروش به نجد فرستادند ، و گروهى را همراه سعد بن عباده به شام فرستادند ، تا آنها را بفروشد ، و با پول آن اسلحه و اسب بخرد . و گفته شده است كه پيامبر ( ص ) همه را به عثمان بن عفان ، و عبد الرحمن بن عوف فروختند ، و آن دو آنها را بين خود قسمت كردند . عثمان مال فراوانى پرداخت ، و هر اسيرى را كه براى او مىآوردند بيشتر از ميزان تعيين شده ، بهاى او را پرداخت مىكرد . پيرزنان ثروتى هم داشتند ، ولى جوانها چيزى نداشتند ، به اين جهت بود كه عثمان سود سرشارى برد . عبد الرحمن در مورد تقسيم اسيران قرعه كشى كرده بود و پيرزنان در سهم عثمان قرار گرفتند . و گفته شده است : اسيران را به دو قسمت تقسيم كردند ، پيران را يك طرف و جوانان را طرف ديگر قرار دادند . عبد الرحمن ، عثمان را مختار كرد كه هر قسمت را كه مىخواهد انتخاب كند ، و او پيرزنان را برگزيد .