همان مردى كه شيشههاى شراب داشت و شراب افراد گرامى را فراهم مىكرد ، به وسيلهء آنها ديگهاى سنگى بزرگ از كوه ثبير ، [ 1 ] و ثور بر افراشته مىشد و هيچ مسئلهء دشوارى دشوار نبود ، كبوتر [ 2 ] مرگ براى من آواز مىخواند كه گويى ، خويشان من از خزاعه يا مردمى از جذام هستند .
نميله او را با شمشير زد و كشت . و گويند ، او همچنان سياه مست بيرون آمد و ميان صفا و مروه راه مىرفت و مسلمانان او را ديدند و چندان به او شمشير زدند كه مرد و در اين مورد شاعر ايشان چنين گفته است :
سوگند به عمرم كه نميله خويشاوندان خود را خوار كرد ، و همهء افراد شريف را با كشتن مقيس داغدار كرد ، به خدا قسم در سالهاى سخت كه مردم سور زايمان نمىدهند ، هيچ چشمى بخشندهتر از مقيس نديده است [ 3 ] .
جرم مقيس اين بود كه برادرش هاشم ( هشام ) بن صبابه [ 4 ] مسلمان شده و در جنگ مريسيع همراه رسول خدا ( ص ) بود . مردى از بنى عمرو بن عوف او را از روى خطا كشته و تصور كرده بود كه از مشركان است . مقيس بن صبابه به مدينه آمد و پيامبر ( ص ) حكم فرمودند كه بنى - عمرو بن عوف خونبهاى هشام را بپردازند . مقيس مسلمان شد و خونبهاى برادرش را گرفت ، و بعد بر قاتل برادر حمله برد و او را كشت و در حالى كه مرتد شده بود گريخت و شعر هم مىگفت . و گفتهاند كه هشام برادر مقيس را ، اوس بن ثابت كه از خويشاوندان عبادة بن صامت بود ، بدون اينكه او را بشناسد كشت . و چنين بود كه هشام دشمن را تعقيب كرده و برگشته بود و اوس به او برخورده و پنداشته كه از مشركان است و او را كشته بود ، و پيامبر ( ص ) حكم فرموده بود كه خونبهاى او را خاندان عبادة بن صامت بپردازند و اين قول صحيحتر است .
مقيس پس از اين كه قاتل برادرش را كشت اين ابيات را سرود :
دل را شفا بخشيد اگر در بيابان شب را گذراند ،
هامش
[ 1 ] ثور و ثبير ، نام دو كوه در مكه است . - م .
[ 2 ] حمام ، به معنى مرگ هم به كار رفته است . - م .
[ 3 ] ابن هشام ، در سيره ، ج 4 ، ص 53 ، معتقد است كه شاعر خواهر مقيس است . - م .
[ 4 ] ظاهرا بايد هشام درست باشد كه در شعر قبل هم به آن اشاره شده است و امكان دارد كه هاشم تصحيف هشام باشد . - م .