تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 650

مساهمون:

ص٦٥٠
رسول خدا ( ص ) ببرم و اگر مىخواهى به خانهء خود برو . حويطب گفت : مگر براى من ممكن است كه به خانهء خود بروم ؟ ميان راه ديده مىشوم و پيش از آنكه به خانه‌ام برسم كشته خواهم شد ، يا آنكه به خانه‌ام مىريزند و مرا مىكشند . ابو ذر گفت : من همراه تو مىآيم و همراه او رفت و حويطب را به خانه‌اش رساند و بر در خانهء او ايستاد و اعلام كرد كه حويطب در امان است و نبايد بر او هجوم برده شود . سپس ابو ذر پيش رسول خدا ( ص ) آمد و موضوع را به اطلاع ايشان رساند . پيامبر ( ص ) فرمود : مگر ما همه مردم را امان نداده‌ايم بجز تنى چند كه فرمان قتل آنها را داده‌ام ؟ ابن ابى سبره ، از موسى بن عقبه از ابو حبيبه آزاد كردهء زبير ، از عبد الله بن زبير نقل مىكرد كه : روز فتح مكه ، هند دختر عتبه ، و ام حكيم دختر حارث بن هشام همسر عكرمة بن ابى جهل ، و بغوم دختر معذّل كه از قبيلهء كنانه و همسر صفوان بن اميّه بود ، و فاطمه دختر وليد بن مغيره ، و هند دختر منبّه بن حجّاج كه مادر عبد الله بن عمرو بن عاص است همراه ده نفر از زنان قريش مسلمان شدند . آنها در ابطح پيش رسول خدا ( ص ) آمدند و به حضور آن حضرت رسيدند و بيعت كردند . فاطمه ( ع ) دختر پيامبر ، همسر رسول خدا ( ص ) و گروهى از زنان خاندان عبد المطلب هم آنجا بودند . هند دختر عتبه در حالى كه روبند داشت صحبت كرد و گفت : سپاس خداى را كه دينى را كه برگزيده بود آشكار كرد و بايد رحمت و بخشش تو مرا فرا گيرد ، من زنى هستم كه به خدا ايمان آورده‌ام و او را تصديق مىكنم ، و روبند از چهرهء خود برداشت و گفت من هند دختر عتبه‌ام . پيامبر ( ص ) فرمودند : خوش آمدى . هند گفت : اى رسول خدا ، به خدا سوگند قبلا بهترين آرزويم اين بود كه از ميان همهء خاندانها ، فقط خانوادهء تو ذليل و خوار شوند ، و حال آنكه امروز بهترين آرزوى من اين است كه آنها عزيز و محترم باشند . پيامبر ( ص ) فرمود : بيشتر از اين بايد باشد ! آنگاه رسول خدا ( ص ) براى ايشان قرآن خواند و با آنها بيعت فرمود . هند گفت : اى رسول خدا ، آيا اجازه مىدهيد كه با شما دست بدهيم ؟ پيامبر ( ص ) فرمود : من با زنان دست نمىدهم و هر آينه گفتار من براى صد زن همچون گفتارم براى يك زن است . و گفته شده است كه پيامبر ( ص ) پارچه‌اى روى دست خود انداختند و زنها از روى پارچه دست به دست آن حضرت كشيدند . و هم گفته شده است كه قدح آبى آوردند و پيامبر ( ص ) دست خود را در آن وارد كردند و سپس قدح را به زنها دادند تا دست خود را در آب وارد كنند . و همان مطلب اول در نظر ما استوارتر است كه پيامبر فرموده است « من با زنان دست نمىدهم » . در اين موقع ام حكيم همسر عكرمة بن ابى جهل گفت : اى رسول خدا ، عكرمه از تو به