تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
رخيله بيرون آمدند و گروهى از آنها نيز در جنگ شركت نكردند . حارث بن عوف هم قوم خود را كه چهارصد نفر بودند بيرون آورد . هنگامى كه افراد قبيلهء غطفان ضمن حركت با پدر حارث بن عوف برخوردند ، او به آنها گفت : برگرديد و به سرزمينهاى خود برويد ، به جانب محمد ( ص ) حركت نكنيد كه من كار محمد را روشن مىبينم ، اگر از خاور تا باختر بخواهند او را محاصره كنند ، با وجود آن عاقبت پيروزى از آن او خواهد بود . ايشان پراكنده شدند و هيچ كس از آنها در جنگ حاضر نشد . زهرى و افراد قبيلهء بنى مرّه هم همين را روايت كرده‌اند . عبد الرحمن بن عبد العزيز برايم از قول عبد الله بن ابى بكر بن عمرو بن حزم ، و عاصم بن عمر بن قتاده روايت كرد كه آن دو مىگفتند : بنى مرّه در حالى كه چهار صد نفر بودند و حارث بن عوف مرّى فرماندهء ايشان بود ، در جنگ خندق شركت كردند . حسّان بن ثابت آنها را هجا گفت ، و ايشان هم شعرى سرودند و همسايگى و مجاورت خود را با رسول خدا ذكر كردند . در نظر ما هم همين روايت صحيحتر است كه حارث بن عوف همراه قوم خود در جنگ خندق شركت كرد ولى از عيينه محافظه‌كارتر بود . گويند ، مجموع افرادى كه از قبايل قريش و سليم و غطفان و اسد در جنگ خندق شركت كردند ده هزار نفر بودند كه به سه لشكر تقسيم مىشدند . و فرماندهى آنان با ابو سفيان بود . سپاه حركت كرد و چون به نزديك مدينه رسيدند ، قريش در ناحيهء رومه [ 1 ] در وادى عقيق فرود آمدند . عده‌اى از اعراب و همپيمانان حبشى ايشان هم آنان را همراهى مىكرد . غطفانىها در منطقهء زغابه كه در سمت احد قرار دارد فرود آمدند . قريش چهار پايان خود را براى چرا در وادى عقيق و خارستانهاى آن رها كردند ، امّا در آنجا هيچ گونه علفى براى اسبها نبود ، مگر همان علوفه‌اى كه با خود از مكه آورده بودند - علوفه‌اى كه قريش با خود آورده بودند ذرّت بود . غطفانىها هم شتران خود را براى چرا به بيشه‌هاى اطراف جرف فرستادند تا خارها را بچرند . اين سپاه هنگامى به مدينه رسيدند كه هيچ گونه زراعتى باقى نمانده بود ، و مردم يك ماه قبل از آن كشت خود را درو و محصول و كاه خود را جمع آورى كرده بودند . غطفانىها اسبهاى خود را براى چرا به باقى ماندهء علفهاى كشتزار رها كردند - و تعداد اسبهاى غطفانىها سيصد اسب بود - و علف موجود بر روى زمين تكافوى ايشان را نمىداد آنچنانكه شتران آنها از شدت لاغرى مشرف به مرگ بودند . بهنگام ورود ايشان ، مدينه نيز در اثر نباريدن باران خشك بود .
هامش
[ 1 ] رومه ، سرزمينى است در مدينه ، بين جرف و زغابه . ( معجم البلدان ، ج 4 ، ص 336 ) .
المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 332 | محمود مهدوى دامغانى / محمد بن عمر بن واقد (الواقدي)