بر سقايت حاجيان قيام مىكنيد ، و شتران پروار را قربانى مىسازيد ، و همان چيز را كه پدرانتان مىپرستيدند مىپرستيد ، شما به حق سزاوارتريد تا او . و خداوند متعال در اين مورد اين آيه را نازل فرمود : أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيباً من الْكِتابِ يُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَ الطّاغُوتِ وَ يَقُولُونَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا هؤُلاءِ أَهْدى من الَّذِينَ آمَنُوا سَبِيلًا 4 : 51 [ 1 ] - نمىبينى يا محمد آنها را كه داده شدهاند بهرهاى از تورات و انجيل ، مىگروند به بتان و طاغوت و مىگويند با كافران كه اين بتپرستان راه يافتهترند از مؤمنان .
يهوديان با قريش زمانى را وعده گذاشتند . صفوان بن اميّه گفت : اى قريش ، همانا شما با اين قوم وقتى را قرار گذاشتيد و آنها از شما جدا شدند ، تلاش كنيد كه به وعدهء خود وفا كنيد و مثل دفعهء گذشته نشود كه با محمد در بدر الصّفراء قرار گذاشتيم و به وعدهء خود وفا نكرديم و اين امر موجب گستاخى محمد شد . من همان وقت هم دوست نمىداشتم كه ابو سفيان وعده را تعيين كند .
يهوديان بيرون آمدند تا به قبيلهء غطفان رسيدند . قريش هم شروع به تجهيز خود براى جنگ كردند ، و ميان اعراب راه افتاده و آنها را به يارى خود فرا مىخواندند . آنها همچنين ، همپيمانان غير عرب خود را هم به يارى طلبيدند .
يهوديان هم پيش بنى سليم آمدند و با آنها وعده كردند كه چون قريش حركت كردند ، آنها هم همراهشان بيرون روند . آنگاه به سراغ قبيلهء غطفان رفتند و محصول خرماى يك سال خيبر را براى ايشان قرار دادند ، مشروط بر آنكه يهود را يارى دهند و همراه قريش به جنگ پيامبر بروند . غطفان اين موضوع را پذيرفتند و عيينة بن حصن در اين كار از همگان پيشگامتر بود .
قريش و پيروان ايشان كه مجموعا چهار هزار نفر مىشدند ، بيرون آمده و پرچم خود را در دار الندوه بر پا كردند . آنها سيصد اسب و يك هزار و پانصد شتر نيز همراه خود داشتند .
بنى سليم هم كه هفتصد نفر بودند بيرون آمدند و در منطقهء مرّ الظهران به قريش پيوستند .
سرپرستى بنى سليم بر عهدهء سفيان بن عبد شمس همپيمان حرب بن اميه بود . و او پدر ابى الاعور است كه در جنگ صفّين همراه معاويه بود .
قريش بيرون آمدند در حالى كه فرماندهى ايشان بر عهدهء ابو سفيان بن حرب بود . بنى اسد را طلحة بن خويلد اسدى فرماندهى مىكرد و بنى فزاره هم به صورت كامل كه هزار نفر بودند به فرماندهى عيينة بن حصن حركت كردند . از قبيلهء اشجع هم چهار صد نفر به فرماندهى مسعود بن
هامش
[ 1 ] سورهء 4 ، آيه 55 .