ايشان ، اميدوارم دستشان خشك شود ! حالا چه بايد كرد ؟ نوفل گفت : از قريش كمك بخواه و بگو كه ما را عليه ايشان يارى كنند . فروه گفت : من اين كار را براى شما رو به راه مىكنم . سپس رؤساى قريش ، صفوان بن اميّه ، و عبد الله بن ابى ربيعه ، و سهيل بن عمرو را ديد و گفت :
مىدانيد چه بلايى بر شما نازل شده است ؟ و گفت : شما خوشنود هستيد كه محمد را از ميان برداريد و خوشحالى مىكنيد . گفتند : پس چه كار بايد انجام دهيم ؟ گفت : نوفل بن معاويه را براى جنگ با دشمن او كه دشمن شما هم هست يارى دهيد . گفتند : در اين صورت محمد با سپاهى كه ما را ياراى مقابله با آن نيست ، با ما جنگ خواهد كرد و بر ما چيره خواهد شد ، و ناچار مىشويم كه به حكم و فرمان او تسليم شويم و حال آنكه فعلا ما در زمان صلح و بر دين خود هستيم . فروه ، نوفل بن معاويه را ديد و گفت : اين قوم همتى ندارند و چيزى پيش آنها نيست . فروه در مراجعت با عيينه و حارث ديدار كرد و اين خبر را به آنها داد و گفت : مىبينم كه قريش نسبت به محمد يقين پيدا خواهند كرد ، بد نيست كه شما به محمد نزديك شويد و چارهاى بكنيد . آنها دو دل شدند ، و براى رفتن پيش رسول خدا يك پا را پيش و يك پا را پس مىگذاشتند .
غزوهء قضيّه [ 1 ]
محمد بن عبد الله ، از قول زهرى ، و ابن ابى حبيبه از داود بن حصين ، و معاذ بن محمد ، از محمد بن يحيى بن حباب ، و عبد الله بن جعفر و ابن ابى سبره ، و ابو معشر ، و كسان ديگرى كه نامشان را نمىدانم هر يك بخشى از اين مطلب را برايم نقل كردهاند و من آنچه را كه برايم نقل كردهاند مىنويسم . گفتند ، چون ماه ذى قعدهء سال هفتم فرا رسيد ، رسول خدا ( ص ) به ياران خود دستور فرمود تا به منظور عمرهاى كه از ايشان قضا شده بود عمره بجاى آورند ، و هيچيك از كسانى كه در حديبيه شركت داشتهاند تخلف نكنند . هيچيك از كسانى كه در خيبر شركت كرده و جان سالم بدر برده بودند از اين دستور تخلف نكردند . گروهى ديگر از مسلمانان هم كه در حديبيه شركت نداشتند به قصد عمره گزاردن همراه رسول خدا ( ص ) بيرون آمدند . شمار مسلمانان در غزوهء قضيّه دو هزار نفر بود .
خارجة بن عبد الله ، از قول داود بن حصين ، از عكرمه ، از ابن عباس برايم نقل كرد كه
هامش
[ 1 ] نام اين غزوه ، به صورت غزوهء « عمرة القضا » ، « عمرة القضبه » و « عمرة القصاص » هم ثبت شده است . عمرة القصاص مناسبترين نام است كه خداوند مىفرمايد « و الحرمات قصاص » . ( الروض الانف ، ج 2 ، ص 254 ) .