خمس خيبر به آنها چيزى بخشيده بودند پرسيدم ، گفت : از هيچ كس بهتر از من نمىتوانى اين سؤال را بكنى ، هر چيزى كه پيامبر ( ص ) به هر كسى بخشيده بود در طول زندگى او ادامه داشت و بعد هم وارثان او آن را به ارث مىبردند و مىتوانستند محصول خود را بفروشند و يا به ديگران ببخشند . اين وضع در تمام دورههاى خلافت ابو بكر و عمر و عثمان ادامه داشت . گفتم اين موضوع را از چه كسى شنيدهاى ؟ گفت : از پدرم و ديگر خويشاوندانم . گويد : اين مطلب را براى عبد الرحمن بن عبد العزيز گفتم ، او گفت : كسى كه مورد اعتماد است به من گفت : هر گاه كسى مىمرد عمر سهم او را تصرف مىكرد ، حتى در مورد همسران پيامبر ( ص ) هم همين طور رفتار كرد . چنان كه وقتى زينب دختر جحش در سال بيستم هجرت در خلافت عمر درگذشت سهم او را تصرف كرد . با او در اين باره صحبت كردند و او از تسليم آن به وارثان زينب خوددارى كرد . عمر مىگفت : اين سهميه مربوط به مدت زندگى شخص است و همين كه او مرد وارثان او حقى ندارند . گويد : اين مسأله در زمان خلافت عمر همينطور بود تا عثمان به خلافت رسيد .
پيامبر ( ص ) سهمى براى زيد بن حارثه از خيبر قرار داده بودند ولى در اين مورد نوشتهاى در دست نبود . چون زيد مرد ، رسول خدا ( ص ) سهميهء او را براى اسامة بن زيد تعيين فرمودند .
گويد : به عبد الرحمن بن عبد العزيز گفتم : بعضى مىگويند كه اسامة بن زيد در اين مورد با عمر و عثمان گفتگو كرده و عمر از پذيرش تقاضاى او خوددارى كرده بود . گفت : چنين نيست ، بلكه همان طورى است كه من به تو گفتم .
اسامى افراد همراه رسول خدا ( ص ) كه در خيبر به شهادت رسيدند
از همپيمانان بنى اميه : ربيعة بن اكثم در نطاة كشته شد و او را حارث يهودى كشت ، و ثقف بن عمرو بن سميط كه او را هم اسير يهودى كشت ، رفاعة بن مسروح كه او را هم حارث يهودى كشت .
از بنى اسد بن عبد العزّى : عبد الله بن ابى اميّة بن وهب كه خواهرزاده و همپيمان ايشان بود و در نطاة كشته شد .
از انصار : محمود بن مسلمه كه در نطاة از حصار ناعم به وسيلهء مرحب سنگى به او زده و كشته شد . از بنى عمرو بن عوف : ابو الضيّاح بن نعمان كه در بدر هم شركت كرده بود . حارث بن حاطب كه او هم در جنگ بدر شركت داشته است . عدىّ بن مرّة بن سراقه ، و اوس بن حبيب كه در حصار ناعم كشته شده است ، و انيّف بن وائله كه او هم در حصار ناعم كشته شد . از بنى