از امّ سعد ، دختر سعد بن ربيع برايم نقل كردند كه مىگفت : امّ طفيل همسر ابىّ بن كعب به او گفت : آيا آنچه مردم دربارهء عايشه مىگويند شنيدهاى ؟ ابىّ گفت : چه مىگويند ؟ گفت : همين حرفهايى كه مىزنند . ابّى بن كعب گفت : به خدا قسم دروغ است . سپس از همسر خود پرسيد :
آيا تو چنين كارى مىكنى ؟ گفت : به خدا پناه مىبرم . ابىّ گفت : سوگند به خدا كه عايشه به مراتب از تو بهتر است . همسرش گفت : آرى گواهى مىدهم كه چنين است و اين آيه نازل شد .
گويند پس از چند روز ، پيامبر ( ص ) همراه با تنى چند دست سعد بن معاذ را در دست گرفت و او را به خانهء سعد بن عباده برد ، و باتفاق همراهان ساعتى در خانهء سعد بن معاذ نشستند و صحبت كردند . سعد بن عباده هم خوراكى تهيه كرد و پيامبر ( ص ) و سعد بن معاذ و همراهان همانجا غذا خوردند . چند روز ديگر پيامبر ( ص ) به اتفاق تنى چند دست سعد بن عباده را گرفته و او را به خانهء سعد بن معاذ آوردند و ساعتى نشستند و صحبت كردند . سعد بن معاذ هم غذا تهيه كرد و پيامبر ( ص ) و سعد بن عباده و همراهان آنجا غذا خوردند . پيامبر ( ص ) اين كار را به منظور رفع كدورتى كه در بگو مگوى ميان ايشان حاصل شده بود انجام دادند .
معمر با اسناد خود از عمّار ياسر برايم نقل كرد كه او گفته است : موقعى كه پيامبر ( ص ) به واسطهء گم شدن گردنبند عايشه در منطقهء ذات الجيش معطل شده بودند ، ما نيز همراه ايشان بوديم . چون سپيده سر زد و آيهء تيمم نازل شد ، دستهاى خود را روى زمين كشيديم و سپس پشت و روى دستهاى خود را تا آرنج دست مسح كشيديم . پيامبر ( ص ) در طول مسافرت ، نماز ظهر و عصر ، و مغرب و عشا را با هم برگزار مىكردند .
عبد الحميد بن جعفر و چندين نفر ديگر ، هر كدام از قول گروهى نقل كردند كه چون عبد الله بن ابىّ اين حرفها را زد ، جعيل بن سراقع و جهجاء را كه از فقراى مهاجران بودند دشنام داد و گفت : اشخاصى مثل اين دو نفر بر قوم من فخر مىفروشند و حال اين كه ما بوديم كه محمد را به دورهء عزت و شرف رسانديم ! به خدا قسم در آن موقع جعيل بن سراقه خوشحال بود كه ساكت باشد و حرفى نزند و امروز براى ما بلبل زبانى مىكند . عبد الله بن ابىّ دربارهء صفوان بن معطّل هم مطالبى گفت و به او تهمتهايى زد . حسّان بن ثابت اين بيت را در سرزنش آن دو سرود :
مردم بى سر و پا و فرومايه به عزت رسيدند حال آنكه پسر فريعه ( حسّان بن ثابت ) يكه و تنها مانده است [ 1 ]
هامش
[ 1 ] براى اطلاع بيشتر از بقيهء ابيات به ديوان حسّان ، چاپ بيروت ، ص 62 ، مراجعه شود . - م .