تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 507

مساهمون:

ص٥٠٧
يافتند و خمهاى بزرگ شراب آنجا بود كه دستور داده شد آنها را بشكنند ، به طورى كه شراب بر روى زمين داخل حصار روان شد ، و آن خمها چندان بزرگ بود كه امكان حمل آن به خارج از حصار نبود . ابو ثعلبهء خشنى مىگفت : در آن حصار مقدار زيادى ظرفهاى مسى و سفالى يافتيم كه يهوديان در آنها غذا مىخوردند و مىآشاميدند . ما در مورد استفاده از آنها پرسيديم ، پيامبر ( ص ) فرمود : آنها را بشوييد ، و آب در آنها بجوشانيد ، و سپس مورد استفاده قرار دهيد . و هم فرمود : يك مرتبه در آنها آب بجوشانيد و دور بريزند و بعد مىتوانيد در آنها طبخ كنيد . از آن حصار مقدار زيادى گوسپند و گاو و خر و ابزارهاى جنگى فراوان به دست آورديم ، از جمله يك منجنيق و چند زره پوش و ساز و برگهاى ديگر . چنين فهميديم كه آنها مىپنداشته‌اند كه حصار آنها تا مدتهاى زياد پا برجا خواهد بود و خداوند متعال با شتاب ايشان را خوار و زبون فرمود . عبد الحميد بن جعفر ، از قول پدر خود برايم نقل كرد كه گفته است : از بعضى كوشكهاى حصار صعب بن معاذ بيست عدل پارچهء گرانبهاى يمنى به دست آمد ، و يك هزار و پانصد قطيفه . گفته مىشود : هر مردى از مسلمانان براى همسر خود يك قطيفه آورد . ده بار چوب هم يافتند كه دستور داده شد تا آنها را به بيرون حصار آورده و آتش بزنند كه تا چند روز مىسوخت . خمره‌هاى بزرگ شراب را شكستند ، و خيكهاى مخصوص شراب را هم آتش زدند . در آن روز مردى از مسلمانان شراب نوشيد كه او را به حضور پيامبر ( ص ) را خوش نيامد كه او را به حضورش آورده‌اند و با كفش خود به او زد ، و كسانى هم كه حضور داشتند با كفش او را زدند . به او عبد الله خمّار مىگفتند ، و او مردى بود كه نمىتوانست از آشاميدن شراب خوددارى كند و پيامبر ( ص ) چند مرتبه او را زده بودند . عمر بن خطاب گفت : خدا او را لعنت كند ، چقدر در اين مورد كتك مىخورد ! پيامبر ( ص ) به عمر فرمودند : او را لعنت مكن كه به هر حال خدا و رسول را دوست مىدارد . گويد : آن روز هم عبد الله پس از شرب خمر همراه مسلمانان و مانند يكى از ايشان نشست . ابن ابى سبره ، با اسناد خود از قول امّ عماره برايم نقل كرد كه گفته است : در حصار صعب بن معاذ آن قدر خوراكى پيدا كرديم كه گمان نمىكنم در جاى ديگرى غير از خيبر وجود داشته باشد ، مسلمانان توانستند خوراك بيشتر از يك ماه خود را از اين حصار فراهم كنند ، چهارپايان خود را هم از لحاظ علوفه سير كردند و كسى مانع ايشان نبود و در مورد علوفهء چهار پايان و خوراكيها خمس هم نبود . همچنين مقدار زيادى پارچه و مهره‌هاى قيمتى به دست آمد كه با غنايم ديگر به فروش رسيد . به امّ عماره گفتند : چه كسى اين غنايم را مىخريد ؟ گفت : گروهى از مسلمانان ، و برخى از يهوديانى كه در لشكر باقى مانده و امان خواسته بودند ، و هم