تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 506

مساهمون:

ص٥٠٦
كه سواره بود ، بر آنها تير مىانداخت . پيامبر ( ص ) مسلمانان را تحريض بر جهاد مىكرد و مىفرمود كه خداوند فتح خيبر را وعده داده است . گويد : همهء مردم دوباره برگشتند و اطراف پرچم جمع شدند ، و آنگاه حباب همراه ايشان حمله كرد و اندك اندك به حصار نزديك مىشدند و يهوديان عقب‌نشينى مىكردند ، و همين كه احساس خطر كردند به سرعت گريختند و وارد حصار شدند و در آن را بستند ، و بر روى ديوارهاى دژ بر آمدند . آن دژ چند ديوار داشت و آنها از فراز ديوارها شروع به سنگ انداختن كردند ، و سنگهاى بسيارى پرتاب كردند ، به طورى كه ما كمى از دژ فاصله گرفتيم و به جايگاه اول حباب بن منذر برگشتيم . گويد : يهوديان شروع به ملامت يك ديگر كردند و گفتند : چه ارزشى دارد كه اين قدر در فكر زندگى خود هستيم در حالى كه همهء افراد چابك و كارى ما در حصار ناعم كشته شدند ؟ اين بود كه از جان گذشته به جنگ برگشتند ، و ما هم كنار در حصار سخت‌ترين جنگ را انجام داديم . در آن روز كنار در حصار سه نفر از ياران رسول خدا ( ص ) كشته شدند ، نخست ابو صيّاح كه در جنگ بدر هم شركت كرده بود ، يكى از يهوديان با شمشير ضربتى بر او زد و كاسهء سرش را شكافت ، دوم عدىّ بن مرة بن سراقه ، كه يكى از يهوديان نيزه‌اى به ميان سينه‌اش كوبيد و كشته شد ، سوم حارث بن حاطب كه او هم در بدر شكرت كرده بود و مردى از بالاى حصار تيرى بر او زد و شهيدش كرد . ما هم بر در حصار گروهى از ايشان را كشتيم ، و هر گاه مردى از ايشان را مىكشتيم او را به داخل حصار مىبردند . آنگاه پرچمدار ما حمله كرد و ما هم همراه او حمله كرديم ، به طورى كه يهوديان را به داخل حصار رانديم و خودمان هم در پى آنها وارد حصار شديم گويى آنها چون گوسپند بودند و لذا هر كس را كه سر راه ما بود ، كشتيم يا اسير گرفتيم و آنها از هر طرف شروع به فرار كردند و از ميان سنگلاخها به قصد رسيدن به حصار قلعهء زبير مىگريختند ، و ما هم آنها را آزاد گذاشتيم تا بگريزند . مسلمانان بر ديوارهاى آن حصار بالا رفتند و تا مدت زيادى تكبير مىگفتند ، و پايه‌هاى يهودىگرى را با تكبير به لرزه در آورديم . من خود جوانان بنى اسلم و غفار را ديدم كه بالاى حصار تكبير مىگويند . و سوگند به خدا آن قدر خوراكى در آنجا يافتيم كه هرگز گمان نمىكرديم اين همه جو ، خرما ، روغن و عسل ، زيتون و چربى گوشت وجود داشته باشد . منادى پيامبر ( ص ) ندا داد كه هر چه مىخواهيد بخوريد ، و به حيوانات خود علوفه بدهيد ، ولى چيزى را به منظور بردن به سرزمين خود برنداريد . مسلمانان به ميزان احتياج در مدت اقامت خود خوراكى و علوفهء چهارپايان خويش را برداشتند و هيچ كس از اينكه به اندازهء نياز خود بردارد ، منع نشده بود ، ضمنا از خوراكيها ، خمس هم برداشته نشد . همچنان در آن حصار مقدار زيادى پارچه و ظرف