تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 502

مساهمون:

ص٥٠٢
اسامى بزرگان آنها ضبط شده است ، و اين عده همگى در حصار ناعم بودند . هنگامى كه به محمود بن مسلمه از حصار ناعم سنگ زدند ، او را به منطقهء رجيع منتقل كردند . سه روز زنده بود و بعد مرد و كسى كه سنگ را بر سر او انداخته بود ، مرحب بود . محمود بن مسلمه به برادرش محمد مىگفت : مبادا دختران برادرت به گدايى ميان قبايل بروند . و محمد بن مسلمه گفت : اگر تو مال ندارى و چيزى باقى نگذاشتى من مال دارم . و حال آنكه محمود ثروتمندتر بود ، ولى در آن هنگام هنوز آيات مربوط به ارث دختران نازل نشده بود . چون روز سوم فرا رسيد كه محمود در آن روز درگذشت و مرحب هم همان روز كشته شد ، پيامبر ( ص ) فرمود : چه كسى مىرود به محمود بن مسلمه مژده بدهد كه خداوند متعال احكام ارث دختران را نازل فرمود ، و محمد بن مسلمه هم قاتل او را كشته است ؟ جعال بن سراقه پيش محمود بن مسلمه رفت و اين خبر را به او داد . محمود خوشنود شد و گفت : سلام مرا به حضور رسول خدا ( ص ) ابلاغ كن . جعال گويد : من از طرف رسول خدا ( ص ) به او سلام رساندم . محمود گفت : تصور نمىكردم كه رسول خدا ( ص ) به ياد من باشند . گرچه پيامبر ( ص ) معمولا در رجيع شب را به روز مىآوردند ولى مرگ محمود بن مسلمه موقعى اتفاق افتاد كه پيامبر ( ص ) حضور نداشتند ، و چون پيامبر ( ص ) به رجيع برگشتند عامر بن اكوع هم كه زخمى شده و او را به رجيع آورده بودند درگذشت . عامر بن اكوع را همراه محمود بن مسلمه در غارى دفن كردند . محمد بن مسلمه گفت : اى رسول خدا لطفا محوطه گور برادرم را در تيول و اختصاص من قرار دهيد . فرمودند : به اندازهء يك تاخت اسب از تو باشد و اگر در آنجا آبادى و زراعت كردى به اندازهء دو تاخت اسب از تو باشد . حصار صعب بن معاذ هم در منطقهء نطاة بود كه در آن پانصد جنگجو مقيم بودند . در حصارهاى يهوديان معمولا خوراك و خواربار و كالا و چهارپايان زيادى وجود داشت . مسلمانان چند روزى بود كه مشغول جنگ بودند و خوراكى غير از علف نداشتند . معتّب اسلمى گويد : ما گروه قبيلهء اسلم ، هنگامى كه در جنگ خيبر بوديم يك گرفتارى اختصاصى هم داشتيم ، و آن چنان بود كه ده روز حصارهاى منطقهء نطاة را در محاصره داشتيم و هيچ جايى را نگشوديم كه خوراكى در آن باشد . اسلميان تصميم گرفتند كه اسماء بن حارثه را به حضور پيامبر ( ص ) بفرستند و به او گفتند به پيامبر ( ص ) بگو اسلميان سلام مىرسانند ، و مىگويند گرسنگى و ناتوانى ما را به زحمت انداخته است . بريدة بن حصيب گفت : به خدا قسم تا به امروز نديده‌ام كه اعراب چنين كارى بكنند و اين كار زشت است ! هند بن حارثه گفت : به خدا سوگند ما اميدواريم كه فرستادن كسى به حضور پيامبر ( ص ) مايهء خير و كليد بركت باشد . اين