كارشان مورد تأييد خردمندان و دور انديشان ما نيست ، بلكه ما جنگ را خوش نمىداريم مخصوصا وقتى از تصميم شما مطلع شديم كه از آن اطلاعى نداشتيم ، به هر حال پافشارى در جنگ خواستهء سفلگان ماست . اكنون هم كه ياران ما را در دو نوبت اسير گرفتهاى آزاد كن و پيش ما بفرست . پيامبر ( ص ) فرمود : من آنها را نمىفرستم تا اصحاب مرا بفرستيد . سهيل گفت : انصاف دادى . سهيل بن عمرو ، و حويطب بن عبد العزّى ، و مكرز بن حفص ، شتيم بن عبد مناف تيمى را پيش قريش فرستادند ، و پيام دادند كه شما گروهى از اصحاب محمد را زندانى كردهايد و حال آنكه ميان شما و ايشان خويشاوندى است ، مبادا ايشان را بكشيد كه ما اين كار را خوش نمىداريم ، و محمد هم از آزاد كردن ياران شما خوددارى مىكند تا اينكه اصحابش را آزاد كنيد ، و در اين كار به راستى انصاف داده است ، و شما مىدانيد كه محمد ياران شما را آزاد خواهد كرد .
قريش اصحاب پيامبر ( ص ) را كه پيش ايشان اسير بودند ، به حضور پيامبر فرستادند و آنها يازده نفر بودند . پيامبر ( ص ) نيز اصحاب ايشان را كه دفعهء اول و دوم اسير كرده بودند ، آزاد فرمود . از جملهء كسانى كه در دفعه اول اسير شده بود عمرو بن ابى سفيان بود .
پيامبر ( ص ) ، در آن روز با مردم زير درخت سبز و خرمى بيعت فرمود و بنا به ارادهء خداوند ، رسول خدا ( ص ) به جارچى خود فرمان داد تا جار بزند كه : روح القدس بر رسول خدا نازل شده و دستور بيعت داده است ، بنابر اين به نام خدا بيرون آييد و بيعت كنيد .
ابن عمر گويد : من همراه پدرم بيرون آمدم و او براى بيعت جار مىزد ، و چون از جار زدن فارغ شد مرا به حضور پيامبر ( ص ) فرستاد و پيام داد كه من مردم را آگاه كردم . گويد : من برگشتم و ديدم كه رسول خدا ( ص ) مشغول بيعت با مردم است و براى بار دوم بيعت كردم .
عبد الله گويد : به عمر گفتم كه برگردد ، و او پس از اتمام جار زدن به حضور پيامبر ( ص ) آمد و در حالى كه دست آن حضرت را گرفته بود بيعت كرد .
چون نمايندگان قريش ، سهيل بن عمرو ، و حويطب بن عبد العزّى و كسانى كه همراه او بودند ، و جاسوسان قريش شتاب و سرعت مردم را براى بيعت و آمادگى ايشان را براى جنگ ديدند ، ترس آنها بيشتر شد و براى صلح عجله كردند .
چون عثمان برگشت ، پيامبر ( ص ) او را كنار همان درخت آوردند و او بيعت كرد . پيش از آن هم به هنگامى كه رسول خدا ( ص ) با مردم بيعت مىفرمود ، اظهار مىداشتند : عثمان براى انجام مأموريتى در راه خدا و رسول او رفته است و من براى او بيعت مىكنم ، و با دست راست خود به دست چپ خود زده بودند .
المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 459
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٤٥٩