از بزرگان قريش را در بلدح و گروه را در مكه ملاقات كرد ، ولى همه ، خواستههاى او را رد كردند و گفتند : هرگز امكان ندارد كه محمد بر ما درآيد .
عثمان گويد : سپس پيش گروهى از مردان و زنان مؤمنى كه از مستضعفان بودند ، رفتم و به آنها گفتم : رسول خدا ( ص ) به شما مژدهء فتح مىدهد و مىفرمايد « براى شما چنان خواهم كرد كه ايمان در مكه مخفى نماند » . و مىديدم كه مردان و زنان چنان از اين حرف صيحهء شوق مىكشند كه پنداشتم از شوق خواهند مرد ، و پنهانى از احوال رسول خدا ( ص ) مىپرسيدند ، و براى آنها بسيار سخت و دشوار بود كه بايد مخفيانه سؤال كنند ، و مىگفتند ، از سوى ما به رسول خدا سلام برسان ، همان كسى كه او را به حديبيه آورده است ، تواناست كه او را وارد مكه كند .
مسلمانان مىگفتند : اى رسول خدا ، عثمان به خانهء كعبه رسيده و مشغول طواف است .
پيامبر ( ص ) فرمود : گمان نمىكنم در حالى كه ما محاصره هستيم عثمان به طواف كعبه برود .
مسلمانان گفتند : چه چيزى مانع او است ، او هم اكنون به كعبه رسيده است . پيامبر ( ص ) فرمود :
گمان من در مورد عثمان چنين است كه او تا ما طواف نكنيم طواف نخواهد كرد .
چون عثمان به حضور پيامبر ( ص ) بازگشت مردم به او گفتند ، خوب از خانهء خدا بهرهور گرديدى ؟ عثمان گفت : نسبت به من بد گمانى كردهايد ، اگر يك سال در مكه بودم و پيامبر ( ص ) در حديبيه ، هرگز طواف نمىكردم ، قريش هم از من دعوت كردند كه طواف كنم ولى من نپذيرفتم . مسلمانان گفتند : رسول خدا از همه ما داناتر و نيكو گمانتر است .
پيامبر ( ص ) دستور فرموده بودند كه ياران در حديبيه شبها پاسدارى دهند . بعضى از مردان تمام شب را تا صبح پاسدارى مىدادند و گرد لشكرگاه مىگشتند ، و سه نفر از اصحاب پاسدارى را به نوبت عهدهدار بودند كه عبارتند از اوس بن خولى ، و عبّاد بن بشر ، و محمد بن مسلمه . شبى از شبها محمد بن مسلمه سوار بر اسب پيامبر ( ص ) بود - در آن موقع عثمان در مكه بود - و قريش در آن شب پنجاه پياده را به سرپرستى مكرز بن حفص فرستاده بودند كه در اطراف لشكرگاه رسول خدا بگردند ، به اميد اينكه بتوانند كسى را بگيرند يا شبيخون بزنند .
محمد بن مسلمه و يارانش آنها را گرفتند ، و به حضور پيامبر ( ص ) آوردند . عثمان سه شب در مكه مانده بود كه قريش را به اسلام فرا خواند ، و بعضى از مردان مسلمين هم با اجازهء پيامبر ( ص ) وارد مكه شده بودند تا از خويشاوندان خود خبر بگيرند . به پيامبر ( ص ) خبر رسيد كه عثمان و يارانش كشته شدهاند ، و اين همان موقعى بود كه پيامبر ( ص ) مسلمانان را براى تجديد بيعت فرا خوانده بودند . به قريش هم خبر رسيده بود كه گروهى از ياران ايشان در دست
المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 457
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٤٥٧