تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 454

مساهمون:

ص٤٥٤
پيش او رفت و چون ميان دو صف به يك ديگر برخوردند ، مسعود به عروه گفت : سيزده خون بها بر گردن تو است ، زيرا مغيره سيزده مرد را كشته است ، هم اكنون خون بهاى ايشان را حاضر كن . عروه گفت : پذيرفتم و بر عهده من است . در اين هنگام با يك ديگر صلح كردند . اعشى كه از قبيلهء بنى بكر بن وائل است در اين باره گويد : عروه كه از قبيلهء احلاف است چون ديد كارى پيش آمده كه موجب تنگى سينه‌ها شده است پرداخت هزار و سيصد شتر را بر عهده گرفت ، آرى مرد چابك و شكيبا چنين رفتار مىكند [ 1 ] . واقدى گويد : چون صحبتهاى عروة بن مسعود با پيامبر ( ص ) تمام شد ، رسول خدا همان جوابى را كه به بديل بن ورقاء داده بودند به او دادند و همچنان براى قريش مهلتى و مدتى معين فرمودند . عروة بن مسعود سوار شد و به حضور قريش آمد ، و گفت : من به دربار پادشاهان رفته‌ام ، پيش خسرو و هرقل و نجاشى بوده‌ام و به خدا قسم هيچ پادشاهى را نديده‌ام كه ميان اطرافيان خود آن قدر مورد اطاعت باشد كه محمد ميان اصحاب خود . به خدا قسم ياران محمد هيچگاه بر او چشم نمىدوزند ، و صداى خود را در محضر او بلند نمىكنند ، و كافى است كه او فقط به كارى اشاره كند تا انجام شود ، اگر ترشحى از بينى و دهان او بشود در دست يكى از يارانش قرار مىگيرد كه به قصد تبرك به پوست خود مىمالد ، و هر گاه كه وضو مىگيرد بر گردش جمع مىشوند ، كه به قطره‌اى از آن دست يابند . من به دقت ايشان را آزمودم ، بدانيد كه اگر شمشير بخواهيد به خوبى از عهده بر مىآيند و همان را به شما خواهند داد ، من مرد مىديدم كه اگر سالارشان را از كارى منع كنند به هيچ چيز كه بر سر آنها بيايد اهميت نمىدهند ، و به خدا سوگند همراه محمد مردمى ديدم كه هرگز و به هيچ حال او را رها نخواهند كرد ، اكنون خود دانيد ، درست بينديشيد ! و بر شما باد كه نابخردى نكنيد ، او اكنون به شما مهلت و مدتى داده است و شما هم به او مهلت دهيد ، و آنچه را پيشنهاد كرده است بپذيريد كه من خيرخواه شمايم ، وانگهى مىترسم كه بر او پيروز نشويد ، و او مردى است كه به منظور بزرگداشت و تعظيم خانه آمده و با خود قربانى آورده‌است ، و مىخواهد قربانيهاى خود را بكشد و بازگردد . قريش گفتند : اى ابو يعفور در اين باره چنين صحبت مكن ! اگر كس ديگرى غير از تو چنين صحبت كند سرزنشش مىكنيم ، و به هر حال امسال او را از ورود به مكه باز مىداريم . سال آينده
هامش
[ 1 ] يكى از معانى احلاف ، نام قسمتى از قبيلهء بنى نضيف است و توجه خواهيد فرمود كه ديهء هر مرد قبل از اسلام هم صد شتر بوده كه جمعا براى سيزده نفر يك هزار و سيصد شتر مىشود . - م .
المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 454 | محمود مهدوى دامغانى / محمد بن عمر بن واقد (الواقدي)