برگردد .
گويند : سپس مكرز بن حفص بن اخيف را پيش رسول خدا ( ص ) فرستادند . چون او آمد و رسول خدا ( ص ) او را ديدند ، فرمودند : اين مرد فريب كارى است . او هم به حضور پيامبر ( ص ) آمد و ايشان همان گونه كه به ديگران پاسخ داده بودند ، به او نيز پاسخ دادند . هنگامى كه مكرز پيش قريش برگشت ، پاسخ پيامبر ( ص ) را به اطلاع آنها رساند .
قريش پس از آن حليس بن علقمه را كه سالار غير بوميان بود ، به حضور پيامبر ( ص ) فرستادند . چون او از دور پيدا شد پيامبر ( ص ) فرمودند : اين از قومى است كه قربانى را احترام مىگذارند و اهل عبادت و قربانى كردن هستند ، قربانيها را در مقابلش قرار دهيد تا آنها را ببيند ، و مسلمانان قربانيها را به سوى او حركت دادند . چون حليس قربانيها را ديد كه در صحرا مشغول حركتند و بر گردن آنها قلادهء قربانى است و موجب شده كه مو و پشم آنها بريزد و ناله مىكنند ، و مردم آنها را روى به قبله آورده و لبيك مىگويند ، و چون متوجه مردم شد كه بيش از پانزده روز است كه بوى خوش استعمال نكرده و خاك آلودهاند ، در نظرش بسيار بزرگ آمد و به همين جهت بدون اينكه به حضور پيامبر ( ص ) برسد ، برگشت و به قريش گفت :
من چيزى ديدم كه بازداشتن آن از كعبه روا نيست . قربانيها را ديدم كه بر گردن آنها قلاده بسته شده و موهاى آنها ريخته است ، و آنها از قربانگاه بازداشته شدهاند ، وانگهى مردم از استعمال بوى خوش خوددارى كردهاند و موهاى خود را نستردهاند به اميد آنكه به اين خانه طواف كنند .
سوگند به خدا ما با شما در چنين مواردى هم سوگند و همپيمان نيستيم ، و هرگز با شما پيمان نبستهايم كه مردمى را كه براى بزرگداشت و اداى حق خانهء خدا مىآيند از وصول به آن باز - داريد ، و موجب گرديد كه قربانى به محل خودش نرسد ، اكنون هم سوگند به كسى كه جان من در دست او است بايد كه مانع كار محمد نشويد و براى او زحمتى ايجاد نكنيد ، و گر نه من با همه سپاهيان غير بومى ، كنار خواهم رفت و مىدانيد كه ما همه يك دل هستيم . قريش گفتند : همهء اينها را كه مىبينى مكر و فريبى است از محمد و ياران او ، فعلا دست از ما بردار شايد بتوانيم برخى از امتيازهايى را كه ما را راضى كند ، به دست آوريم .
نخستين كسى كه پيامبر ( ص ) پيش قريش فرستادند ، خراش بن اميّهء كعبى بود كه بر شتر نر پيامبر ( ص ) ، موسوم به روباه سوار شد و رفت تا به اشراف قريش بگويد كه پيامبر ( ص ) براى چه منظورى آمدهاند ، و بگويد كه ما براى عمره آمدهايم ، و همراه ما قربانى است و مىخواهيم بر خانه طواف كنيم و از احرام بيرون آييم و برگرديم .
قريش شتر پيامبر را پى كردند و كسى كه اين كار را كرد عكرمة بن ابى جهل بود و
المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 455
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٤٥٥