گويند : چون رسول خدا ( ص ) در حديبيه مستقر شدند ، بديل بن ورقاء و گروهى از سواران بنى خزاعه به حضور آن حضرت آمدند ، و ايشان رازداران آن حضرت در سرزمين تهامه بودند .
گروهى از ايشان مسلمان و گروهى ديگر همپيمان بودند ، و هيچ چيز را در تهامه از رسول خدا ( ص ) پنهان نمىداشتند . ايشان شتران خود را نزديك رسول خدا ( ص ) خواباندند و پيش آمدند و بر او سلام كردند . بديل چنين گفت : ما از نزد اقوامت كعب بن لؤى و عامر بن لؤى مىآييم .
ايشان رجاله و هر كس را كه اطاعت مىكرده با ساز و برگ فراوان و زنان و فرزندان خود بيرون آوردهاند ، و سوگند خوردهاند كه تا همهء ايشان را نكشى ميان تو و كعبه را خالى نگذارند .
پيامبر ( ص ) ، در پاسخ ايشان فرمود : ما براى جنگ با هيچ كس نيامدهايم ، بلكه آمدهايم تا بر اين خانه طواف كنيم و هر كس ما را از اين كار باز دارد با او جنگ مىكنيم ، قريش هم قومى هستند كه جنگ براى آنها زيان بخش بوده و آنها را به ستوه آورده است ، حال اگر بخواهند ممكن است براى آنها مهلتى و مدتى معين كنم كه در آن مدت در امان باشند ، و مردم را به حال خود واگذارند كه مردم بيشتر از آنهايند . اگر كار من در مردم ظاهر شد ، قريش مختارند كه آنها هم كار مردم را بكنند و به آيينى در آيند كه مردم در مىآيند ، و يا جنگ كنند و آنها كه مىگويند آمادهء جنگند ! به خدا قسم من تا جان در بدن دارم در مورد كار خودم تلاش خواهم كرد و خداوند فرمان خود را تنفيذ خواهد فرمود .
بديل گفتار آن حضرت را شنيد و سوار شد و با همراهان خود پيش قريش رفتند . عمرو بن سالم هم همراه آنها بود و مىگفت : به خدا قسم به كسى كه چنين پيشنهادى مىكند پيروز نمىشوند . موقعى كه بديل و يارانش به قريش رسيدند ، بعضى از قريش گفتند : اين بديل و يارانش براى كسب خبر آمدهاند ، شما حتى يك كلمه هم از آنها نپرسيد .
چون بديل و يارانش متوجه شدند كه قريش نمىخواهند از آنها چيزى بپرسند ، بديل به قريشيان گفت : ما از نزد محمد مىآييم ، آيا دوست داريد كه خبرى به شما بدهم ؟ عكرمة بن ابى جهل و حكم بن عاص گفتند : نه به خدا ، ما را نيازى به اخبار او نيست ، ولى از قول ما به او خبر دهيد كه امسال نخواهد توانست وارد مكه شود ، مگر اينكه هيچ كس از ما را باقى نگذارد .
عروة بن مسعود گفت : به خدا قسم تا به امروز كارى به اين عجيبى نديدهام ! چگونه از شنيدن مطالب بديل خوشتان نمىآيد ؟ خوب اگر چيزى را پسنديديد از او بپذيريد ، و اگر از چيزى بدتان آمد رهايش كنيد ، مردمى كه اين چنين باشند هرگز رستگار نخواهند شد .
در نتيجه برخى از خردمندان و بزرگان قريش مانند صفوان بن اميّه ، و حارث بن هشام به بديل و يارانش گفتند : آنچه ديدهايد و شنيدهايد براى ما گزارش دهيد . آنها گفتار پيامبر ( ص )
المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 450
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٤٥٠