تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 20

مساهمون:

ص٢٠
مرثد بن ابى مرثد غنوى و اسبى از مقداد بن عمر و بهرانى - همپيمان بنى زهره - بوده است . برخى هم مىگويند : زبير هم اسبى داشته است . به هر حال دو اسب بيشتر نداشته‌اند و در نزد ما اختلافى وجود ندارد كه مقداد اسبى داشته است . از مقداد به چهار واسطه برايم روايت كرده‌اند كه گفته است : در جنگ بدر همراه من اسبى بود كه سبحه ( شناور ) ناميده مىشد . و سعد بن مالك غنوى هم از پدران خود برايم روايت كرد كه مرثد غنوى روز بدر بر اسبى بنام سيل سوار بود . گويند : قريش با كاروان خود به شام رسيد . هزار شتر همراه كاروان بود با سرمايه‌هاى بزرگ . هيچ مرد و زن قريشى در مكه نبود مگر اينكه از يك مثقال طلا تا هر اندازه كه توانسته بود در آن سرمايه گذارى كرده بود . حتى برخى از زنان ، سرمايه‌هاى بسيار اندك فرستاده بودند . گفته شده كه در آن كاروان پنجاه هزار دينار سرمايه بوده است . و هم گفته‌اند كه كمتر از اين مقدار بوده است . و نيز گفته‌اند بيشترين كالا از خاندان سعيد بن عاص و ابى احيحه بوده كه يا از خودشان و يا سرمايهء ديگران بر مبناى سود نصف به نصف بوده است ، ولى بيشترين سهم از ايشان بود ، و گفته شده است كه بنى مخزوم دويست شتر در آن كاروان داشته‌اند كه كالاى آن معادل پنج يا چهار هزار مثقال طلا بود . و حارث بن عامر بن نوفل هزار مثقال و امية بن خلف دو هزار مثقال طلا در آن سرمايه داشته‌اند . هشام بن عمارة بن ابى الحويرث برايم نقل كرد كه : بنى عبد مناف ده هزار مثقال طلا در آن كاروان سرمايه داشتند و بسيارى از شتران خانواده‌هاى قريش هم در آن بود و جايگاه بازرگانى ايشان و مقصدشان غزّه - از سرزمين شام - بود . از قول مخرمة بن نوفل برايم نقل كرده‌اند كه مىگفت : چون به شام رسيديم مردى از قبيلهء جذام پيش ما آمد و گفت : هنگامى كه عازم شام بوديم محمد مىخواست به كاروان حمله كند ، و اكنون هم منتظر بازگشت ماست و با قبايل طول راه هم ، عليه ما همپيمان و هم سوگند شده است . مخرمه گويد : ما از شام ترسان بيرون آمديم و از كمين مىترسيديم . اين بود كه چون از شام بيرون آمديم ضمضم بن عمرو را گسيل داشتيم . [ 1 ] عمرو بن عاص هم مىگويد : ما در زرقاء - محلى در شام و در ناحيهء معان [ 2 ] و دو منزلى اذرعات - بوديم و آهنگ مكه داشتيم كه مردى از قبيلهء جذام پيش ما آمد و گفت :
هامش
[ 1 ] اين مرد براى استمداد به سوى قريش فرستاده شده است تا كاروان را دريابند . در صفحات بعد ملاحظه خواهيد كرد . - م . [ 2 ] معان : امروزه شهرى است در كشور اردن . - م .
المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 20 | محمود مهدوى دامغانى / محمد بن عمر بن واقد (الواقدي)