تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 18

مساهمون:

ص١٨
داشتند ، و ابىّ بن كعب و عمارة بن حزم و حارثة بن نعمان هم بر شترى سوار بودند ، و خراش بن صمّه و قطبة بن عامر بن حديده و عبد الله بن عمرو بن حرام هم يك شتر داشتند ، و عتبة بن غزوان و طليب بن عمير بر شتر نرى كه از عتبه بود سوار بودند ، و نام آن شتر عبيس بود ، و مصعب بن عمير و سويبط بن حرمله و مسعود بن ربيع بر يك شتر سوار مىشدند كه از معصب بود ، و عمار بن ياسر و ابن مسعود يك شتر داشتند و عبد الله بن كعب و ابو داود مازنى و سليط بن قيس ، شتر نرى در اختيار داشتند كه از عبد الله بن كعب بود ، و عثمان و قدامه و عبد الله بن مظعون و سائب بن عثمان به نوبت بر يك شتر سوار مىشدند ، و ابو بكر و عمر و عبد الرحمن بن عوف هم يك شتر داشتند ، و سعد بن معاذ و برادرش و برادرزاده‌اش حارث بن اوس و حارث بن انس سوار بر شتر نر آبكشى از سعد بن معاذ مىشدند كه نامش ذيّال بود ، و سعد بن زيد و سلمة بن سلّامه و عباد بن بشر و رافع بن يزيد و حارث بن خزمه يك شتر آبكش در اختيار داشتند كه از سعد بن زيد بود و او فقط يك صاع خرما براى زاد و توشه خود داشت . عبيد بن يحيى از قول معاذ بن رفاعه از پدرش برايم نقل كرد : در خدمت پيامبر ( ص ) به بدر رفتم و معمولا هر سه نفر يك شتر داشتند . من و برادرم خلاد بن رافع و عبيد بن زيد بن عامر شتر جوانى داشتيم كه از ما بود و به نوبت سوار مىشديم . به راه افتاديم ولى در روحاء [ 1 ] شتر ما از راه رفتن ماند و فرو خفت و درماند . برادرم گفت : پروردگارا ، اگر ما را با اين شتر به مدينه بر گردانى نذر مىكنم كه آن را در راه تو بكشم . گويد : در اين هنگام پيامبر ( ص ) از كنار ما گذشت و ما در همان حال بوديم و گفتيم : اى رسول خدا ، شتر ما درماند شده است . پيامبر ( ص ) آب خواست و در ظرفى وضو گرفت و آب مضمضه كرد . آنگاه فرمود دهان شتر را باز كنيد و ما چنان كرديم و پيامبر ( ص ) از آن آب مقدارى در دهان حيوان ريخت و مقدارى هم بر سر و گردن ، شانه و كوهان ، دم و پاشنه‌اش پاشيد و فرمود : سوار شويد . پيامبر ( ص ) حركت كرد و ما در منصرف [ 2 ] به آن حضرت رسيديم . هنگامى كه از بدر باز مىگشتيم در مصلّى [ 3 ] دوباره حيوان از حركت باز ماند . برادرم او را كشت و گوشتش را صدقه داد و تقسيم كرد . يحيى ابن عبد العزيز بن سعيد بن سعد بن عباده از قول پدرش برايم روايت كرد ، در جنگ بدر سعد بن عباده را بر بيست شتر برده بودند ( يعنى هر چندى بر شتر يكى از
هامش
[ 1 ] روحاء : در چهل و يك ميلى مدينه قرار دارد كه فاصلهء آن دو ، دو شبانه روز است ( معجم ما استعجم ، ص 427 ) . [ 2 ] منصرف : جايى است ميان بدر و مكه كه فاصلهء آن دو ، چهار چاپار است ( معجم البلدان ، ج 8 ، ص 177 ) . [ 3 ] مصلى : ياقوت مىگويد : هنوز عينا در وادى عقيق مدينه موجود است ( معجم البلدان ، ج 8 ، ص 79 ) .