ولى مايه تسكين خاطر شد كه من به فهر حمله بردم و خون خود را از بزرگان بنى نجار ، كه در كوشك فارع هستند ، گرفتم و خون بهاى او را هم با خود حمل مىكنم من به اين وسيله خونخواهى كردهام و در عين حال به سوى بتها هم برمىگردم .
من از عبد الرحمن شنيدم كه مىگفت : اين اشعار را پدرم برايم مىخواند . پس ، پيامبر ( ص ) اعلان فرمود كه خون مقيس هدر است و روز فتح مكه ، نميله او را كشت .
سعيد بن عبد الله بن ابى الابيض از قول پدر خود و او از قول مادر بزرگ خويش ، كه خدمتكار جويريه است ، چنين نقل مىكرد : شنيدم كه جويريه دختر حارث بن ابى ضرار مىگفت : چون رسول خدا ( ص ) به مريسيع آمدند ، شنيدم پدرم مىگفت : محمد با لشكرى بىكران به سراغ ما آمده است كه تاب و توان آن را نداريم . من هم آن قدر سپاهى و سوار مىديدم كه نمىتوانستم وصف كنم ، ولى پس از آنكه مسلمان شدم و پيامبر ( ص ) مرا به همسرى برگزيد ، وقتى كه از مريسيع بر مىگشتيم ، به مسلمانان نگاه كردم ، ديدم آن قدرها كه در نظرم آمده بود نيستند ، دانستم كه خداوند متعال در دل مشركان ترس و بيم افكنده بود . مردى از ايشان هم ، كه اسلام آورده و اسلامى بسيار پسنديده داشت ، مىگفت : ما مردان سپيد چهرهء زيادى بر اسبان ابلق ديديم كه آنها را نه قبلا ديده بوديم و نه بعدا ديديم .
ابن ابى سبره از قول ابن مسعود بن هنيده و او از قول پدرش برايم روايت كرد كه مىگفت : در بقعاء [ 1 ] پيامبر ( ص ) را ملاقات كردم ، فرمود : اى مسعود ، چه تصميمى دارى و كجا مىخواهى به روى ؟ گفتم : ابو تميم مرا آزاد كرد و من آمدم به شما سلام كنم . فرمود :
خداوند برايت مبارك فرمايد ، خاندان و اهلت را كجا ترك كردى ؟ گفتم : در سرزمينى كه معروف به خذوات است و مردم آنجا مردمى نيكوكارند . بسيارى از ايشان به اسلام اظهار رغبت مىكنند و مسلمانان در دور و بر ما زياد شدهاند . پيامبر ( ص ) فرمود :
شكر و سپاس خداوند را كه ايشان را هدايت فرمود ! سپس ، به پيامبر ( ص ) گفتم : اى رسول خدا ، ديروز به مردى از قبيلهء عبد القيس برخوردم و او را به اسلام دعوت كردم ، او به اسلام علاقهمند شده و مسلمان شد . پيامبر ( ص ) فرمود : اسلام آوردن او به دست تو ، براى تو بهتر است از آنچه كه آفتاب بر او از خاور تا باختر مىتابد ، آنگاه فرمود :
همراه ما باش تا با دشمن برخورد كنيم كه من اميدوارم خداوند اموال آنها را نصيب ما
هامش
[ 1 ] بقعاء : نام چند منطقه و چند آب در نواحى مختلف شبه جزيرهء عربستان است ، و در اينجا نام آبى است در منطقهء حجاز . - م .