شدم و چون پيامبر ( ص ) مرا آزاد كرد و با من ازدواج فرمود ، به خدا سوگند ، من دربارهء خويشانم سخنى نگفتم و مسلمانان خود ايشان را آزاد كردند . در آن موقع من حتى خبر نداشتم تا اينكه يكى از دختر عموهايم اين خبر را به من داد و من خداى عز و جل را حمد و ستايش كردم . و گفته شده است كه رسول خدا ( ص ) كابين او را آزادى همهء اسيران بنى مصطلق قرار داد و هم گفتهاند كه كابين او را آزادى چهل نفر از قومش قرار داد .
ابن ابى سبره برايم روايت كرد كه : برخى از اسيران را پيامبر ( ص ) بدون دريافت فديه آزاد فرمود و برخى ديگر ، پس از اينكه در سهم اشخاص قرار گرفتند ، ديه پرداختند و آزاد شدند . فديهء هر زن و هر بچه شش شتر بود . افراد بنى مصطلق به مدينه آمدند و فديهء اسيران را پرداختند . هيچ زنى از قوم بنى مصطلق نزد مسلمانان باقى نماند و همگى پيش قوم خود برگشتند و اين خبر كاملا صحيح است .
از عمران بن حصين هم برايم روايت كردند كه مىگفت : گروهى از بنى مصطلق به مدينه آمدند و براى اسيران خود پس از آنكه تقسيم شده بودند ، فديه پرداختند و آنها را آزاد كردند .
عبد الله بن ابى ابيض از قول مادر بزرگ خود ، كه خدمتكار جويريه و به مسايل آنها وارد بوده است ، روايت كرد كه او مىگفته است : از جويريه شنيدم كه مىگفت :
پدرم فديهء مرا معادل فديه زنان ديگرى كه اسير شده بودند ، به ثابت بن قيس بن شماس پرداخت كرد ، آنگاه ، رسول خدا ( ص ) از من خواستگارى فرمود و با من ازدواج كرد .
گويد : اسم او قبلا برّه بود و پيامبر ( ص ) او را جويريه نام گذاشتند ، چون دوست نمىداشت كه بگويند « از خانه برّه بيرون آمد » . واقدى گويد : حديث عايشه ، كه گفته بود پيامبر ( ص ) تعهد جويريه را پرداخته و او را آزاد كردند و سپس با او ازدواج فرمودند ، به نظر ما صحيحتر است .
اسحق بن يحيى برايم از عمر بن خطاب روايت كرد كه : پيامبر ( ص ) براى جويريه هم همانطور قسمت مىكرد كه براى همسران ديگرش ، و به او هم دستور حجاب فرمود .
از ابو سعيد خدرى برايم روايت كردند كه مىگفت : در جنگ بنى مصطلق ، كه همراه پيامبر ( ص ) بيرون رفتيم ، تعدادى زن و كنيز به اسارت گرفتيم . ما شهوت زن داشتيم و عزب بودن ما را سخت در فشار قرار داده بود ، از سوى ديگر دوست داشتيم كه فديه بگيريم ، اين بود كه تصميم گرفتيم در نزديكيهايمان از آبستن شدن آنها جلوگيرى كنيم ، ولى گفتيم بدون كسب اجازه صحيح نيست . پس ، از پيامبر ( ص )
المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 307
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٣٠٧