تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
( ص ) نشسته بودند و صحبت مىكردند و تصور مىكردند كه رسول خدا براى انجام كارى رفته است و باز مىگردد ، ولى چون از مراجعت آن حضرت مأيوس شدند ، ابو بكر گفت : نشستن ما در اينجا فايده‌اى ندارد ، معلوم است پيامبر ( ص ) دنبال كارى رفته است و بر نمىگردد . پس ، برخاستند ، حيى بن اخطب گفت : ابو القاسم عجله كرد ! حال آنكه ما قصد داشتيم خواستهء او را برآوريم و در حضورش غذا بخوريم . يهود از كردار خود سخت پشيمان شدند . پس ، كنانة بن صويراء به آنها گفت : آيا فهميديد كه چرا محمد برخاست و رفت ؟ گفتند : به خدا ، نه . گفت : محمد از مكر و قصد شما آگاه شد . پس ، نسبت به خود خدعه و مكر مكنيد ، به خدا سوگند ، او پيامبر خداست و برنخاست مگر اينكه آگاه شد و به هر حال او خاتم انبياست ، البته شما طمع داشتيد كه پيامبر خاتم از فرزندان هارون باشد ، ولى بايد بدانيد كه خداوند هر كس را بخواهد به آن منصب برمىگزيند . كتابهاى ما و آنچه كه در تورات آموخته و خوانده‌ايم ، كه تغيير - ناپذير است ، حاكى از اين است كه زادگاه آن پيامبر مكه و محل هجرت او مدينه است و صفات محمد همچنان است كه هيچ اختلافى با آنچه كه در كتابهاى ما بيان شده است ندارد و يقين داشته باشيد آنچه كه او براى شما آورده است بهتر از جنگ كردن با اوست و اطاعت هر فرمانى هم كه در اين مورد صادر كند ، آسانتر و بهتر از اين است كه با او بجنگيد . و گويى من مىبينم كه شما ، در حالى كه كودكانتان گريه مىكنند ، بايد از اين سرزمين بكوچيد ، خانه‌هاى خود را ترك كنيد و اموال خود را رها سازيد و حال آنكه اموال و ثروت شما مايهء شرف شماست . اكنون هم دو پيشنهادى را كه دارم بشنويد و اطاعت كنيد ، چون در راه سوم خيرى نخواهد بود ! گفتند : دو پيشنهاد تو چيست ؟ گفت : نخست اينكه اسلام آوريد و به آيين محمد در آييد تا اموال و اولادتان در امان باشد ، بعلاوه ، از گزيدگان اصحاب او خواهيد شد ، از سرزمين خود بيرون نمىرويد و اموالتان هم در دست خودتان باقى مىماند . گفتند : ما از تورات و عهد موسى بيرون نمىرويم و آن را رها نمىكنيم ! گفت : پس در اين صورت ، يقين بدانيد كه محمد براى شما پيام مىفرستد كه : از سرزمين من بيرون برويد . پيشنهاد دوم من اين است كه : بپذيريد و بيرون برويد ، چون در غير اين صورت ، خون و مال شما هدر خواهد شد و حال آنكه اگر بپذيريد اموالتان براى خودتان باقى خواهد بود ، اگر خواستيد مىفروشيد يا با خود مىبريد . گفتند : اين پيشنهاد را مىپذيريم . گفت : براى من هم همين پيشنهاد دومى بهتر است ، هر چند اگر شما آبروى مرا نمىبرديد ، مسلمان مىشدم ، ولى به خدا ، دلم نمىخواهد كه دخترم شعثاء به خاطر مسلمان شدن من مورد شماتت قرار گيرد ، پس ، هر چه بر سر شما بيايد بر سر من هم خواهد آمد - دختر او شعثاء همان زنى است كه