روا داشته بودند . عمرو بن اميه لباسها و وسايل جنگى آن دو را هم با خود آورده بود ، پيامبر ( ص ) دستور داد به آنها دست نزنند تا همراه خون بهايشان ، براى بستگان آنها بفرستند . عامر بن طفيل هم كسى را به سراغ پيامبر ( ص ) فرستاد و پيام داد : مردى از ياران تو ، دو نفر از افراد مرا كشته است در صورتى كه هر دو نفر از تو امان داشتهاند ، پس ، خون بهاى هر دو را براى ما بفرست . پيامبر ( ص ) براى مذاكره دربارهء پرداخت خون بهاى آن دو به قبيلهء بنى نضير رفتند ، زيرا ، بنى نضير همپيمان بنى عامر بودند ، پيامبر ( ص ) يك روز شنبه بدين منظور از مدينه بيرون آمدند ، گروهى از مهاجران و انصار هم همراه آن حضرت بودند . آنها در مسجد قبا نماز گزاردند ، سپس ، پيش بنى نضير ، كه در مجمع خود بودند ، آمدند . پيامبر ( ص ) و يارانش نشستند و رسول خدا در مورد كمك بنى نضير براى پرداخت خون بهاى دو نفرى كه عمرو بن اميه آنها را كشته بود ، صحبت فرمود . بنى نضير گفتند : اى ابو القاسم ، هر چه دوست داشته باشى انجام مىدهيم ، چطور شده است كه لطف كرده و به ديدار ما آمدهاى ، بنشين تا غذا بياوريم ! پيامبر ( ص ) نشسته و به ديوار خانهاى تكيه داده بود . در اين هنگام ، گروهى از آنها با يك ديگر خلوت كرده و درگوشى صحبت كردند . حيىّ بن اخطب گفت : اى گروه يهود ، محمد همراه عدهء كمى از ياران خود كه به ده نفر نمىرسند اينجا آمده است - در آن روز ابو بكر و عمر و على ( ع ) و زبير و طلحه و سعد بن معاذ و اسيد بن حضير و سعد بن عباده همراه پيامبر ( ص ) بودند - پس بايد از بالاى پشت بام اين خانه سنگى بر سر او افكند و او را كشت ، چون هيچ وقت او را تنهاتر از اين ساعت نمىيابيد ! اگر او كشته شود ، ياران او پراكنده خواهند شد ، قريش به مكه برخواهند گشت و فقط افراد قبيلههاى اوس و خزرج ، كه همپيمانان شمايند ، اينجا باقى مىمانند . بنابر اين كارى را كه بالاخره يك روزى بايد انجام دهيد ، الآن تمامش كنيد ! پس ، عمرو بن جحاش گفت : من هم اكنون بالاى پشت بام مىروم و سنگ را بر او مىافكنم . سلّام بن مشكم گفت : اى قوم فقط اين دفعه حرف مرا گوش كنيد و پس از آن ، در موارد ديگر با من مخالفت كنيد ! و به خدا ، اگر اين كار را بكنيد ، معروف خواهد شد كه ما نسبت به محمد غدر و مكر كردهايم و اين نقض عهد و پيمانى است كه ميان ما و او بسته شده است ، اين كار را نكنيد ! و به خدا سوگند ، اگر اين كار را بكنيد ، هر كس كه تا روز قيامت سرپرستى اسلام را به عهده بگيرد ، دشمنى خود را با يهود آشكار خواهد ساخت ! در اين موقع كه سنگ را آماده كرده بودند ، كه بر سر پيامبر ( ص ) بيفكنند و او را بكشند ، جبرئيل آن حضرت را از قصد ايشان آگاه ساخت و رسول خدا بسرعت برخاست و چنين وانمود فرمود كه براى انجام كارى مىرود و آهنگ مدينه فرمود . ياران پيامبر
المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 269
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٢٦٩