تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
گويد : او گفت : به خدا قسم ، اگر نمىگفتيد كه از مرگ مىترسم ، بيشتر نماز مىگزاردم . سپس ، گفت : پروردگارا ، ايشان را يكى پس از ديگرى از ميان بردار و هيچيك از ايشان را از نظر خشم خود پوشيده مدار . معاوية بن ابو سفيان مىگفت : وقتى كه خبيب نفرين مىكرد ، من حاضر بودم و اگر آنجا بودى ، مىديدى كه ابو سفيان مرا ، از ترس نفرين خبيب ، روى زمين خوابانده بود ، در آن روز ، ابو سفيان چنان مرا به زمين پرت كرد كه با دنبالچه خود به زمين خوردم و مدتها ناراحت و دردمند بودم . حويطب بن عبد العزى مىگفت : اگر آنجا بودى ، مرا مىديدى كه انگشتم را در گوشم نهاده بودم و با حالت دو مىگريختم كه مبادا صداى نفرين او را بشنوم . حكيم بن حزام مىگفت : اگر مرا مىديدى ، متوجه مىشدى كه از ترس شنيدن نفرين خبيب ، پشت درختان پنهان شده بودم . عبد الله بن يزيد برايم از سعيد بن عمرو روايت مىكرد كه او مىگفت : از جبير بن مطعم شنيدم كه مىگفت : اگر مرا مىديدى ، من از ترس شنيدن صداى نفرين خبيب ، خودم را پشت سر مردم پنهان مىكردم . حارث بن برصاء مىگفت : به خدا سوگند ، خيال نمىكنم كه نفرين خبيب هيچيك از ايشان را فرو نگيرد . عثمان بن محمد اخنسى مىگويد : عمر بن خطاب ، سعيد بن عامر بن حذيم جمحىّ را بر حمص [ 1 ] فرماندار كرد . اتفاقا او در حالى كه ميان اصحاب خود بود ، ناگهان غش كرد . اين مطلب را به عمر گفتند : چون سعيد ، از حمص ، پيش عمر آمد ، عمر از او پرسيد : موضوع چه بوده است ؟ آيا تو جن زده و غشى هستى ؟ گفت : اى امير مؤمنان ، نه ، به خدا سوگند ، ولى من هنگام كشتن خبيب حاضر بودم و نفرين او را شنيدم و به خدا قسم ، در هر جا كه باشم اگر آن منظره به خاطرم بيايد ، غش مىكنم . گويد : اين مسئله موجب مزيد احترام او پيش عمر شد . از نوفل بن معاويه ديلى هم نقل است كه مىگفت : من هم در آن روز كه خبيب نفرين كرد ، حاضر بودم و هيچ كس را نديدم كه از نفرين او جان سالم بدر برده باشد . من در رديف اول ايستاده بودم و از ترس نفرين او به زمين نشستم . يك ماه بلكه بيشتر ، در مجامع قريش فقط صحبت از نفرين خبيب بود .
هامش
[ 1 ] حمص : شهرى است ميان حلب و دمشق كه در حدود دويست هزار نفر جمعيت دارد ، در ليبى هم شهرى به همين نام وجود دارد كه حدود چهل هزار نفر جمعيت دارد و در اين جا مراد همان شهر اول است . - م .