تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
جمع شده و همهء اوس و خزرج همپيمان شده‌اند كه برنگردند تا انتقام خون خود را بگيرند ، آنها براى مصيبتهايى كه به ايشان رسيده ، و براى كشته شدن بزرگان خود ، سخت عصبانى و خشمگين شده‌اند . گفتند ، واى بر تو ! چه مىگويى ؟ گفت : به خدا قسم ، فكر مىكنم پيش از آنكه از اين جا بكوچيم ، پيشانى اسبهاى ايشان را ببينيم . سپس ، معبد گفت : آنچه از مسلمانان ديدم مرا واداشت كه اين ابيات را بسرايم : چون گروه سواران همچون سيل راه افتادند ، ناقه من نزديك بود از ترس از پاى درآيد . اسبها بسرعت مىتاختند در حالى كه شيران بلند بالايى را همراه داشتند كه به هنگام جنگ و رويارويى سخت مقاومت مىكنند و از آن گروه نبودند كه بدون اسلحه و سپر باشند . با خود گفتم واى بر پسر حرب از برخورد با ايشان و از آن وقتى كه اين گروه در بطحا به حمله و هجوم بپردازد . [ 1 ] و از چيزهاى ديگرى كه خداوند متعال به آن وسيله شر ابو سفيان و ياران او را كم كرد ، گفتار صفوان بن اميه بود ، او پيش از آنكه معبد بيايد گفت : اين كار را نكنيد كه مسلمانان اندوهگين شده‌اند و مىترسم همهء افراد خزرج هم ، كه ديروز شركت نكرده بودند ، گرد آيند ، اكنون كه پيروزى از آن شماست ، برگرديد چه من مطمئن نيستم كه اگر برنگرديد و حمله كنيد ، پيروزى از آن ايشان نباشد . پيامبر ( ص ) هم مىفرمود : صفوان - بن اميه ، هر چند كه خود رهنمون شده نيست ، ولى در اين مورد ايشان را هدايت كرد . و سوگند به آن كسى كه جان من در دست اوست ، اگر بر مىگشتند از آسمان بر سرشان سنگ مىباريد و ايشان را ، چون روزگار گذشته ، نيست و نابود مىكرد ! مشركان ، از ترس تعقيب مسلمانان ، شتابان گريختند . گروهى از قبيلهء بنى عبد القيس ، كه عازم مدينه بودند ، به ابو سفيان برخوردند . ابو سفيان به آنها گفت : اگر پيامى براى محمد بفرستم به او ابلاغ مىكنيد ؟ اگر پيام را برسانيد ، در آينده كه به بازار عكاظ مىآييد شتران شما را از كشمش بار مىكنم . گفتند : آرى . گفت : به او بگوييد ما تصميم گرفته‌ايم هر كجا كه باشيد به سوى شما برگرديم . ابو سفيان به سوى مكه حركت كرد و آن گروه به حضور پيامبر ( ص ) رسيدند كه با ياران خود هنوز در حمراء الاسد بودند و پيام ابو سفيان را رساندند . پس ، پيامبر ( ص ) و ياران او گفتند : خداى ما را بسنده است و بهترين
هامش
[ 1 ] براى اطلاع بيشتر به سيره ابن هشام ، ج 3 ، ص 109 مراجعه شود كه در آنجا تعداد ابيات بيشتر است . - م .