تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
به اطلاع آن حضرت رساند . پيامبر ( ص ) ابو سلمه را به اين مأموريت گسيل فرمود و او همراه ياران خود بيرون رفت و همان مرد طايى را ، به عنوان راهنما با خود برد ، و شب و روز ، از راههاى فرعى ، شتابان راه پيمودند ، بطورى كه ، پيش از آنكه خبر به آنها برسد ، به قطن ، كه نام آبى از آبهاى بنى اسد است ، رسيدند و آنها در آنجا جمع بودند . مسلمانان در آنجا رمه‌اى از ايشان را ديدند و آن را به غنيمت گرفتند . سه نفر از ساربانان را هم ، كه برده و مملوك بودند ، گرفتند ، ولى بقيهء ساربانان گريختند و خود را به بنى اسد رساندند و خبر دادند . ساربانان ايشان را از جمع سپاه ابو سلمه ترساندند ، چون عدّهء آنها را بسيار زياد ذكر كردند . پس ، جمع بنى اسد از هر سوى روى به گريز نهادند . ابو سلمه به محل آب آمد و متوجه شد كه جمع دشمن پراكنده شده است . پس ، همانجا اردو زد و اصحاب خود را براى غنيمت گرفتن شتران و ديگر دامها گسيل داشت . وى افراد را به سه دسته تقسيم كرد ، به گروهى دستور داد كه ، با خود او ، همانجا بمانند ولى دو گروه ديگر را مأمور جمع غنيمت از دو سوى مختلف كرد و دستور داد تا در طلب غنيمت به راههاى دور نروند و در صورت سالم بودن شب را برگردند كه همه شب را در يك جا بگذرانند و هم فرمان داد كه پراكنده نشوند و بر هر گروه فرماندهى منصوب كرد . هر دو گروه بسلامت پيش ابو سلمه بازگشتند ، بدون اينكه هيچ برخوردى پيش آمده باشد ، آنها شتران و دامهاى ديگرى به غنيمت گرفته بودند . ابو سلمه همراه غنايم به سوى مدينه برگشت ، آن مرد طايى هم همراه او بود . چون يك شب راه پيمودند ، ابو سلمه فرمان داد تا غنايم را تقسيم كنند . او سهمى از غنايم را هم به مرد طايى داد و يكى از بردگان را هم براى پيامبر ( ص ) جدا كرد ، آنگاه ، خمس غنايم را جدا كرده و بقيه را ميان اصحاب خود تقسيم كرد . سپس ، آنها همراه غنايم به سوى مدينه حركت كردند . عمر بن ابى سلمه گويد : در جنگ احد پدرم را ابو اسامه جشمى زخمى كرد ، او با نيزه‌اى ، كه پيكانش پهن بود ، بازوى او را زخم زد . پدرم مدت يك ماه زخم خود را معالجه مىكرد و تا آنجا كه ما ديديم ، بهبود يافت . پيامبر ( ص ) او را در آغاز محرم ، كه سى و پنجمين ماه هجرت بود ، به قطن اعزام فرمود و او ده پانزده روزى از مدينه غايب بود ، اما ، چون به مدينه رسيد زخمش دوباره سرباز كرد و سه شب مانده به پايان جمادى الاخر درگذشت . او را با آب چاه يسيره ، كه متعلق به بنى اميه بود ، غسل دادند . نام اين چاه در جاهليت عبير بود و پيامبر ( ص ) آن را يسيره نام گذاشت . پيكر ابو سلمه را از قبيله بنى اميه به مدينه آوردند و در آنجا دفن كردند . عمر بن ابى سلمه گويد : مادرم چهار ماه و ده روز عده نگهداشت و پيامبر ( ص )
المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 252 | محمود مهدوى دامغانى / محمد بن عمر بن واقد (الواقدي)