كارگزار ماست ! و در اين مورد خداوند اين آيه را نازل فرمود : الَّذِينَ اسْتَجابُوا لِلّهِ وَ الرَّسُولِ من بَعْدِ ما أَصابَهُمُ الْقَرْحُ . . . 3 : 172 [ 1 ] - آنها كه اجابت كردند خداى تعالى را و رسول را از بعد رسيدن جراحتها . . . و اين آيه را هم در همين مورد نازل فرموده است : الَّذِينَ قال لَهُمُ النّاسُ إِنَّ النّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ . . . 3 : 173 [ 2 ] - آنها كه گفتند ايشان را مردمان ، كه مردم گرد كردند براى جنگ با شما سپاهها را . . . معبد ، مردى از خزاعه را به حضور پيامبر ( ص ) فرستاد و به آن حضرت اطلاع داد كه ابو سفيان و ياران او ترسان و بيمناك گريختند و رفتند . و پيامبر ( ص ) به مدينه مراجعت فرمودند .
سريّهء ابو سلمة بن عبد الاسد در قطن [ 3 ]
واقدى گويد : عمر بن عثمان بن عبد الرحمن بن سعيد بن يربوع و ديگران برايم نقل كردند كه ابو سلمة بن عبد الاسد در جنگ احد شركت داشت . او در محلهء بالاى مدينه ، ميان بنى امية بن زيد منزل داشت . همسرش ام سلمه ، دختر ابى اميه ، هم همراه او بود . ابو سلمه در جنگ احد بازويش زخمى شده و به خانهاش برگشته بود كه شنيد پيامبر ( ص ) به سوى حمراء الاسد حركت كردهاند . پس ، سوار خرى شد كه خود را به پيامبر ( ص ) برساند . هنگامى كه رسول خدا از منزل عصبه [ 4 ] به طرف وادى عقيق حركت مىفرمود ، ابو سلمه رسيد و همراه پيامبر ( ص ) به حمراء الاسد رفت . پس از مراجعت پيامبر ( ص ) به مدينه ، ابو سلمه يك ماه در منزل خود مشغول مداواى زخمش بود تا آنكه نسبتا بهبود يافت ، زخمش با آنكه چركين شده بود ، سر بهم آورد . در اول ماه محرم كه سى و پنجمين ماه هجرت بود ، پيامبر ( ص ) ابو سلمه را احضار فرمود . پرچمى براى او بسته شد و رسول خدا فرمود : تو را به سرپرستى و فرماندهى اين سپاه منصوب مىكنم .
به سرزمينهاى قبيلهء بنى اسد حركت كن و پيش از آنكه با جمع ايشان برخورد كنى ، بر آنها شبيخون بزن . و به او دربارهء پرهيزكارى و ترس از خدا و خوش رفتارى با
هامش
[ 1 ] آيهء 170 ، سورهء 3 ، آل عمران .
[ 2 ] آيهء 171 ، سورهء 3 ، آل عمران .
[ 3 ] قطن : نام كوهى در ناحيهء فيد است كه در آنجا آبهايى است متعلق به بنى اسد ( طبقات ابن سعد ، ج 2 ، ص 35 ) .
[ 4 ] عصبه : نام منطقهء غربى مسجد قبا است ( وفاء الوفاء ، ج 2 ، ص 346 ) .