تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
كه او را عاصم بن ثابت ابن ابى الاقلح كشت ، حارث بن طلحه ، كه او را هم عاصم بن ثابت كشت ، كلاب بن طلحه ، كه او را زبير بن عوام كشت ، جلاس بن طلحه ، كه او را طلحة بن عبيد الله كشت ، ارطاة بن عبد شرحبيل ، كه او را على بن ابى طالب ( ع ) كشت ، قاسط بن شريح بن عثمان ، كه گفته شده است صؤاب يا قزمان او را كشته‌اند ، ابو عزيز بن عمير ، كه او را هم قزمان كشت . از بنى زهره : ابو الحكم بن اخنس بن شريق ، كه او را على بن ابى طالب ( ع ) كشت ، سباع بن عبد العزى خزاعى ، كه مادرش ام انمار بود و او را حمزة بن عبد المطلب كشت . از بنى مخزوم : هشام بن ابى امية بن مغيره ، كه به دست قزمان كشته شد ، وليد بن عاص بن هشام ، كه قزمان او را كشت ، امية بن ابى حذيفة بن مغيره ، كه او را على ( ع ) كشت ، خالد بن اعلم عقيلى ، كه به دست قزمان كشته شد . يونس بن محمد ظفرى از پدرش بر ايمان روايت كرد كه : چون قزمان به مشركان حمله كرد ، به خالد بن اعلم برخورد ، هر دو پياده بودند ، و با شمشير به يك ديگر حمله كردند ، در اين هنگام ، خالد بن وليد بر آن دو گذشت و نيزه‌اى به قزمان زد كه كارى نبود ، ولى خالد كه تصور مىكرد با همان نيزه قزمان را كشته است ، گذشت و رفت . عمرو بن عاص هم ، همچنان كه آن دو مشغول جنگ بودند ، فرا رسيد و ضربت ديگرى به قزمان زد ، آن ضربه هم كارگر نيفتاد و قزمان همچنان با خالد بن اعلم درگير بود تا او را كشت و خودش هم در همان ساعت ، به واسطهء زخمهايى كه برداشته بود ، كشته شد . عثمان بن عبد الله بن مغيره ، كه او را حارث بن صمه كشت ، جمعا پنج نفر . از بنى عامر بن لؤىّ : عبيد بن حاجز ، كه او را ابو دجانه كشت ، شيبة بن مالك بن مضرّب ، كه او را طلحة بن عبيد الله كشت . از بنى جمح : ابيّ بن خلف ، كه به دست رسول خدا ( ص ) كشته شد ، عمرو بن عبد الله بن عمير بن وهب ، كه همان ابو عزّه شاعر است و پيامبر ( ص ) او را اسير كرد ، در جنگ احد ، پيامبر ( ص ) جز او اسيرى نگرفت . ابو عزّه گفت : اى محمد ، بر من منت بگذار و آزادم كن ! پيامبر ( ص ) فرمودند : مؤمن از يك سوراخ دو بار گزيده نمىشود ، تو ديگر به مكه برنخواهى گشت كه به گونه‌هايت دست بكشى و بگويى دو بار محمد را مسخره كردم ! آنگاه پيامبر ( ص ) به عاصم بن ثابت دستور فرمود تا گردن او را بزند . ابو عبد الله واقدى مىگويد : در مورد اسير شدن او روايت ديگرى هم شنيده‌ام . بكير بن مسمار برايمان نقل مىكرد كه : چون مشركان از احد برگشتند ، در محل حمراء الاسد فرود آمدند و ساعتى از اول شب را آنجا بودند و بعد كوچيدند ، ابو عزّه خواب ماند و تا
المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 222 | محمود مهدوى دامغانى / محمد بن عمر بن واقد (الواقدي)