مهاجر و انصار ، آن حضرت را همراه خود به كنار كوه بردند ، در اين لحظه ، مسلمانان پرچمى نداشتند ، هيچ گروه جنگجو و مشخصى هم نداشتند ، حال آنكه سپاهيان دشمن از هر طرف در دشت جولان مىدادند و پراكنده مىساختند و هيچ كس از مردم ، آنها را دفع نمىكرد . من از پى رسول خدا روان شدم و به او نگاه مىكردم و آن حضرت به اصحاب خود اشاره مىفرمود ، مشركان به لشكرگاه خود برگشتند و دربارهء ورود به مدينه يا تعقيب ما تبادل نظر مىكردند ، در همان حال كه ايشان اختلاف نظر داشتند ، پيامبر ( ص ) به كنار اصحاب خود رسيد ، همين كه ايشان پيامبر ( ص ) را ديدند كه سلامت است ، چنان خشنود شدند كه گويى هيچ چيز بر سر ايشان نيامده است .
ابراهيم بن محمد بن شرحبيل عبدرى از قول پدر خود برايم روايت كرد كه مىگفت : پرچم مسلمانان را مصعب بن عمير حمل مىكرد ، وقتى مسلمانان پراكنده شدند او همچنان پرچم را پايدار و استوار نگاه داشت ، ابن قميئه كه سوار اسب بود ، پيش آمد و ضربتى به دست راست او زد و آن را قطع كرد ، در همان حال مصعب اين آيه را مىخواند : وَ ما مُحَمَّدٌ إِلّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ من قَبْلِهِ الرُّسُلُ 3 : 144 [ 1 ] - و نيست محمد مگر پيامبرى كه گذشتند پيش از وى پيامبران - مصعب پرچم را به دست چپ گرفت و خود را روى پرچم خم كرد تا دست چپش هم قطع شد ، آنگاه خود را كاملا روى پرچم خم كرد و با دو بازوى خود پرچم را نگهداشت و به سينه چسباند و همان آيه را مىخواند . ابن قميئه براى بار سوم به مصعب حمله كرد و چنان با نيزه به او زد كه نيزه شكست و مصعب به خاك افتاد و پرچم سرنگون گرديد ، هماندم دو مرد از بنى عبد الدار به نامهاى ، سويبط بن حرمله و ابو الروم براى نجات پرچم مبادرت كردند ، ابو الروم پرچم را برداشت و تا هنگام بازگشت مسلمانان به مدينه ، در دست او بود .
موسى بن يعقوب برايم از مقداد روايت كرد كه مىگفت : چون براى جنگ احد صف بستيم و روياروى قرار گرفتيم ، پيامبر ( ص ) زير پرچم مصعب بن عمير نشست و چون پرچمداران مشركان كشته شده و ايشان در آغاز به هزيمت رفتند ، مسلمانان به لشكرگاه آنها حمله كرده و به غارت سرگرم شدند ، كه ناگاه مشركان از پشت سر حمله كردند و مردم پراكنده شدند ، پيامبر ( ص ) پرچمداران را فرا خواند ، مصعب بن عمير پرچم را گرفت و كشته شد . پرچم خزرج را سعد بن عباده داشت و پيامبر ( ص ) زير آن ايستاده و ياران آن حضرت بر او گرد آمده بودند ، در آخر روز ، پيامبر ( ص ) پرچم مهاجران را به ابو روم عبدرى سپرد و من ديدم كه پرچم اوسيان را اسيد بن حضير
هامش
[ 1 ] آيهء 143 ، سورهء 3 ، آل عمران .