تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
بنى نوفل بن عبد مناف ، جبير بن مطعم ، از بنى عبد الدار ، طلحة بن ابى طلحه ، از بنى اسد ، عثمان بن ابى حبيش ، از بنى مخزوم ، عبد الله بن ابى ربيعه و خالد بن وليد و هشام بن وليد بن مغيره و فروة بن سائب و عكرمة بن ابى جهل ، از بنى جمح ، ابى بن خلف و عمير بن وهب ، از بنى سهم ، مطلّب بن ابى وداعه و عمرو بن قيس و از بنى مالك بن حسل ، مكرر بن حفص بن اخيف براى آزادى اسيران به مدينه آمدند . منذر بن سعد برايم از عايشه روايت كرد كه مىگفته است : هنگامى كه اهل مكه براى دادن فديهء اسيران كسانى را گسيل داشتند ، زينب دختر رسول خدا ( ص ) هم اموالى براى پرداخت فديهء همسرش ابو العاص بن ربيع فرستاد كه ضمن آنها گردن - بندى متعلق به خديجه بود كه مىگفتند از سنگهاى ظفار است و خديجه آن را شب زفاف زينب به او داده بود . چون پيامبر ( ص ) آن گردن بند را ديد شناخت و گريست و از خديجه نام برد و بر او رحمت فرستاد و سپس فرمود : اگر مايل هستيد اسير او را رها كنيد و اموالش را پس بفرستيد . گفتند : آرى اى رسول خدا . و ابو العاص را رها كردند و اموال زينب را پس فرستادند . پيامبر ( ص ) از ابو العاص قول گرفت كه زينب را رها كند و آزادش بگذارد ، و او هم وعده داد . كسى كه براى پرداخت فديهء ابو العاص آمده بود برادرش عمرو بن ربيع بود و كسى كه او را اسير كرده بود عبد الله بن جبير بن نعمان برادر خوات بن جبير بود .

ذكر سورهء انفال

يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْأَنْفالِ 8 : 1 - مىپرسندت از غنيمتها ( آيهء 1 ، سورهء 8 ) . گويد چون پيامبر ( ص ) روز بدر غنيمت گرفت ، مسلمانان با يك ديگر اختلاف كردند و هر گروهى مدعى شد كه از همه سزاوارتر به آن است و اين آيه نازل شد كه اين گفتار خداوند متعال است : إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذا ذُكِرَ الله وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ إِذا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آياتُهُ زادَتْهُمْ إِيماناً 8 : 2 - بدرستى ، مؤمنان آنانند كه چون ياد كرده شود خداى ، دلهاشان ترسان شود و چون خوانده شود برايشان آيتهاى وى ، سبب زيادتى يقين ايشان شود ( آيهء 2 سورهء 8 ) [ 1 ] . و منظور از كلمهء ايمان در اين جا يقين است ، چنان كه در اين آيه هم كه
هامش
[ 1 ] در ترجمهء غالب آيات اين بخش از تفسير نسفى ، تأليف نجم الدين عمر نسفى ، متوفى به سال 538 ه . ق . چاپ بنياد فرهنگ ايران استفاده شد و عين عبارات كتاب است . - م .