تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
او را نفرين و لعنت كردند و مىگفتند : عمير از دين برگشته است . صفوان سوگند خورد كه هرگز با عمير صحبت نكند و كار سودمندى برايش انجام ندهد و عيال او را طرد كند . عمير در اين حال پيش قريش آمد و آنها را به اسلام دعوت كرد و درستى پيامبرى محمد ( ص ) را به آنها خبر داد و گروه زيادى به دست او مسلمان شدند . از عبد الله بن عمرو بن اميه برايم نقل كردند كه چون عمير بن وهب در مكه پيش خانوادهء خود رفت ، به صفوان سر نزد و اسلام خود را آشكار كرده و مردم را به آن دعوت مىكرد . چون خبر به صفوان رسيد گفت : از اينكه او قبل از رفتن به خانهء خود پيش من نيامد فهميدم كه دگرگون شده است ، اين است كه ديگر با او هرگز صحبتى نخواهم كرد ، و هيچ كارى كه سودى داشته باشد براى او و عيالش انجام نخواهم داد . عمير ، در حالى كه صفوان در حجر اسماعيل بود آمد و كنار او ايستاد و او را با احترام و كنيه صدا زد . صفوان از او روى برگرداند . عمير گفت : تو از بزرگان ما هستى ، آيا مىپندارى ، آيين قبلى ما كه سنگ را مىپرستيديم و برايش قربانى مىكرديم ، دين است ؟ من كه گواهى مىدهم خدايى جز پروردگار يكتا نيست و محمد ( ص ) بنده و فرستادهء اوست . صفوان حتى يك كلمه هم در پاسخ او نگفت .

اطعام كنندگان مشركان در بدر

كسانى كه از خاندان عبد مناف عهده دار اطعام مشركان بودند عبارتند از : حارث بن عامر بن نوفل ، شيبه و عتبه پسران ربيعه ، از بنى اسد : زمعة بن اسود بن مطلب ، نوفل بن خويلد بن عدويّه ، از بنى مخزوم : ابو جهل ، از بنى جمح : اميّة بن خلف ، از بنى سهم : نبيه و منبّه پسران حجّاج . واقدى مىگويد : هر كس كه در بدر عهده دار اطعام بود ، كشته شد و اضافه مىكند كه در اين مورد نظرات متفاوت است ، اما نزد ما همان نظر اول درست است . كسانى هم ، گروه ديگرى از جمله سهيل و ابو البخترى را نام برده‌اند . هشام بن عماره با اسناد خود براى من روايت كرد كه جبير بن مطعم مىگفت : براى پرداخت فديهء اسيران به مدينه آمدم . پس از نماز عصر در مسجد دراز كشيدم ، خوابم گرفت و خوابيدم تا اينكه نماز مغرب بر پا شد و با شنيدن صداى قرائت پيامبر ( ص ) كه سورهء و الطور را مىخواندند ترسان برخاستم و به خواندن آن حضرت گوش مىدادم تا از مسجد بيرون رفتم ، در آن موقع اولين نطفهء ايمان به اسلام در دلم جايگزين شد .