تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩
آمد و به محل اثيل رسيد ، اسيران را پيش آن حضرت آوردند . چون چشم پيامبر به نضر افتاد ، بدقت او را نگريستند . نضر به مردى كه كنارش ايستاده بود گفت : به خدا سوگند ، محمد قاتل من است ! با چشمانى به من نگاه كرد كه در آنها مرگ بود . آن مرد گفت : به خدا قسم ، اين فقط ترسى است كه تو دارى ! نضر به مصعب بن عمير گفت : اى مصعب ، تو از همهء خويشاوندان به من نزديكترى . با پيامبرت صحبت كن كه مرا هم مانند ديگر يارانم قرار دهد ، و به خدا ، اگر اين كار را نكنى او كشندهء من است . مصعب گفت : تو دربارهء كتاب خدا چنين و چنان مىگفتى و دربارهء پيامبر چنين و چنان . نضر گفت : با همهء اينها بگو كه مرا هم مانند يكى از يارانم قرار دهد ، اگر آنها را كشتند ، من هم كشته شوم ، و اگر بر آنها منت نهاده شد ، بر من هم منت نهد . مصعب گفت : تو ياران محمد ( ص ) را شكنجه و عذاب مىدادى . نضر گفت : به خدا قسم ، اگر قريش تو را اسير مىكرد ، تا من زنده بودم كشته نمىشدى . مصعب گفت : به خدا قسم ، مىدانم كه راست مىگويى ، ولى من مثل تو نيستم ، چون اسلام پيمانها را بريده است ! مقداد گفت : اين اسير من است . پيامبر ( ص ) فرمود : گردنش را بزن ، و آنگاه گفت : خدايا مقداد را به فضل خودت بى نياز گردان ! على بن ابى طالب ( ع ) نضر را ، در اثيل ، با شمشير كشت . چون سهيل بن عمرو اسير شد ، عمر بن خطاب به پيامبر ( ص ) گفت : دستور فرماى تا دندانهاى پيشين و زبان او را در آورند تا هرگز نتواند براى ايراد خطبه عليه شما به پا خيزد ! پيامبر ( ص ) فرمود : هرگز او را مثله نمىكنم ، كه اگر چه پيامبر هم باشم خداوند مرا مثله خواهد كرد ، و شايد او كارى انجام دهد كه آن را مكروه نداشته باشى . چون خبر مرگ پيامبر ( ص ) در مكه به سهيل رسيد ، خطبه‌اى مانند خطبهء ابو بكر ايراد كرد ، به طورى كه گويى خطبهء او را مىشنيده است . و چون خبر خطبهء سهيل به عمر رسيد ، گفت : گواهى مىدهم كه تو رسول خدايى ! و منظورش پيشگويى حضرت بود كه فرموده بود « شايد براى كارى به پا خيزد كه آن را مكروه نداشته باشى » . على ( ع ) مىگفت : جبرئيل در روز بدر پيش پيامبر ( ص ) آمد و آن حضرت را مخيّر گردانيد كه اسيران را بكشد يا از ايشان فديه بگيرد ، ولى اگر فديه گرفتند به شمار آنها از مسلمانان شهيد خواهد شد . پيامبر ( ص ) هم اصحاب را فرا خواند و فرمود : اين جبرئيل است ، كه شما را مخير مىكند دربارهء كشتن اسيران يا فديه گرفتن از آنها ، ولى اگر فديه بگيريد ، در مقابل آن ، به تعداد ايشان ، از شما شهيد خواهد شد . گفتند : فديه مىگيريم كه فعلا كمكى براى زندگى باشد ، و كسانى هم از ما كه شهيد شوند داخل بهشت خواهند شد . اين بود كه رسول خدا از آنها فديه پذيرفت و به تعداد آنها از
المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 79 | محمود مهدوى دامغانى / محمد بن عمر بن واقد (الواقدي)