تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
حضرت فرمود : اگر آن را جزء شتران قربانى قرار نمىدادم اين كار را مىكردم . پيش از تقسيم غنايم ، پيامبر ( ص ) اندكى از آن غنايم را ويژهء خود قرار داده بود . ابن عباس و محمد بن عبد الله از زهرى و سعيد بن مسيّب روايت مىكنند كه هر دو گفته‌اند : پيامبر ( ص ) شمشير ذو الفقار را كه از منبّه بن حجاج بود ، در جنگ بدر به غنيمت گرفت . پيامبر ( ص ) در جنگ بدر با شمشيرى كه عضب ( بسيار تيز ) نام داشت ، و سعد بن عباده به آن حضرت تقديم كرده بود مىجنگيد ، زره او هم ذات الفضول ناميده مىشد . از ابن ابى سبره هم شنيدم كه مىگفت : از صالح بن كيسان شنيده است كه ، وقتى پيامبر ( ص ) عازم جنگ بدر شدند ، شمشيرى همراه نداشتند ، و نخستين شمشيرى كه به دستشان رسيد ، از منبه بن حجاج بود كه در بدر به غنيمت گرفته شد . گويند : هر گاه اسم ارقم بن ابى ارقم به ميان مىآمد ، ابو اسيد ساعدى مىگفت : گرفتارى من از او فقط يكى نيست ! پرسيدند : چيست ؟ مىگفت : پيامبر ( ص ) دستور فرمود كه مسلمانان هر غنيمتى كه گرفته‌اند رد كنند . من هم شمشير ابن عايد مخزومى - به نام مرزبان - را كه بسيار پرارزش و گرانقدر بود پس دادم و اميد داشتم كه پيامبر ( ص ) آن را به خودم برگردانند . اتفاقا ارقم بن ابى ارقم از پيامبر ( ص ) آن را مطالبه كرد ، و پيامبر ( ص ) چنان بودند كه اگر چيزى از ايشان مىخواستى محروم نمىفرمود ، و شمشير را به او داند . پسرك نوجوانم از خانه بيرون رفت . ماده غولى او را بر پشت گرفت و با خود برد . به ابو اسيد گفتند : مگر غول در زمان رسول خدا هم بوده است ؟ مىگفت : آرى ! ولى بعدا ديگر نابود شدند . به هر حال ، پسركم ابن ارقم را ديد و بسرعت پيش او دويد و در حالى كه گريه مىكرد به او پناه برد . ابن ارقم پرسيد : تو كيستى ؟ پسرم به او داستان را گفت . ولى ماده غول گفت من دايهء اين پسرم ، هر چه پسرم تكذيب كرد فايده نداشت . يكى از اسبهاى من ريسمان خود را كند و از خانه گريخت . ارقم بن ابى ارقم آن را در بيشه ديد و سوارش شد ، ولى همين كه نزديك مدينه رسيد اسب از دست او گريخت . اينكه اسبم گريخته و هنوز تا اين ساعت به او دست نيافته‌ام برايم دشوار و ناراحت كننده است . عامر بن سعد از پدرش روايت كرده كه گفته است : در بدر ، من از رسول خدا استدعا كردم كه شمشير عاص بن منبه را به من بدهند و پيامبر آن را به من عطا فرمود و دربارهء من اين آيه نازل شد : يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْأَنْفالِ . . . 8 : 1 - از تو مىپرسند دربارهء غنايم . . ( آيهء 1 ، سورهء 8 ) . گويند : پيامبر ( ص ) به بردگانى كه در بدر حاضر شده بودند بدون اينكه قرعه كشى