فروگيرد ، گفت من بر آيين عمر بن ابى طالب هستم ! دانستم مقصود او على است و نيزه را از او برداشتم .
( 1 )
سخن در اثبات برترى على ( ع ) به دليل رواياتى كه از بزرگان اصحاب نقل شده است در قبال روايتى كه از ابن عمر بر خلاف آن نقل شده است ،
و اينكه رواياتى كه منحرفان از على درباره عدم برترى او از قول گروهى اندك از صحابهء ضعيف نقل كردهاند ، در برابر رواياتى كه گروه بسيارى از بزرگان صحابه در برترى او نقل كردهاند مردود است . وانگهى كسانى از بزرگان اصحاب كه دربارهء عثمان سخن گفتهاند بيش از صحابهء بىاهميتى هستند كه دربارهء على ( ع ) سخن گفتهاند و به چه سبب منحرفان به سخن بزرگان صحابه و اشراف ايشان دربارهء عثمان متأثر نشدهاند و به سخن فرومايگان دربارهء على متأثر شدهاند ( 2 ) از جمله مطالبى كه تو را راهنمايى مىكند كه عوام مردم در اين مورد به سبب نداشتن دانش و شناخت ، سرگردان و فريب خورده شدهاند و نسبت به ايشان خدعه شده ، اين است كه همگى گواهى مىدهند ابو بكر افضل از عمر است و تنها به حديثى از عبد الله بن عمر استناد مىكنند كه ابو بكر بر على هم برترى داشته و از او افضل است و با همين خبر از عبد الله بن عمر در اين باره تقليد مىكنند . « 1 » حال آنكه اخبار بيشترى دربارهء برترى و تقدم على بر همهء مردم ، از محمد بن ابى بكر و سلمان و عمار ياسر براى آنان نقل شده است و قيام اين سه تن هم به همراهى على مشهور است ، ولى عامّهء مردم نخواستهاند به آن توجه كنند .
( 3 ) بر فرض كه آنان گفتار عبد الله بن عمر را با اين اعتقاد تصديق كرده باشند كه از نظاير خود برتر و عابدتر و گزيدهتر است و حال آنكه به اعتقاد ما چنين نيست ، بازهم تقليد از على بن ابى طالب و كسانى كه نام برديم سزاوارتر است ، زيرا در اين موضوع كه على از عبد الله بن
هامش
( 1 ) مقصود اين حديث ابن عمر است كه مىگفته است به روزگار رسول خدا ( ص ) مىگفتيم و معتقد بوديم كه برتر مردم رسول خداست سپس ابو بكر و پس از ابو بكر ، عمر .
براى اطلاع بيشتر از اين حديث و نقد آن به ترجمه امير المؤمنين على عليه السلام از تاريخ دمشق ، ابن عساكر ، ج 1 ، ص 243 كه به اهتمام مصحح محترم همين كتاب منتشر شده است ، مراجعه فرماييد .