( 1 )
سبب انحراف مردم از على ( ع ) ستيز و كينه و دشمنى قومى و تعصّب جاهلى است
اينك خدايتان شما را از نابودى به سلامت دارد و در اعتقاد و گفتار به استقامت و درستى مؤيّد بدارد ، بدانيد كه در موضوع پرسش شما از ديرباز سخن بسيار گفته شده است و اختلاف ايشان به درازا كشيده شده است و هواى دل ايشان گوناگون گرديده است و بدان سبب سينههاى ايشان تنگى گرفته است و هماهنگى آنان ناهمگون شده است كه از نخست ، انگيزه آن كينه و ستيز و تعصّب و خشم بوده است . چنين نبوده است كه شك و شبههاى به روش نادرست در آن وجود داشته باشد و همچنان كه گفتيم ريشههاى آن همان چيزهاست و سپس شاخههاى آن ريشه ، هوس را در دلها و گرايش از حق به ناحق را پديد آورده است ( 2 ) و هر كس به اندازهء هوس و هواى خويش سخن گفته است و هر چه دلش خواسته ، اظهار داشته است و براى تأييد راى خود و تقويت عقيده و سخن خويش به ستيز و جدل پرداخته است و به روزگاران دراز سرگشته شدهاند و به خطا درافتادهاند و گمراه گرديدهاند . و چنان شده است كه گفتوگو دربارهء آن به مردان و زنان عامى هم سرايت كرده است و گرفتارى و قيل و مقال در آن مورد بسيار گرديده است . و نسلها اين كينه و ستيز را چنان به ارث بردهاند كه اگر كسى به سبب درستانديشى از نادرستى گفتار و پندار ايشان بازمىايستاد ، دشنام مىشنيد و القاب ناشايسته به او مىدادند و متهم به نوآورى ناپسند و گمراهى مىشد .
( 3 ) كار به آنجا كشيد كه اگر گروههايى جمع مىشدند و در مورد اختلافات ديگر و مسائل كلامى با يكديگر مباحثه مىكردند ، گوينده و شنونده به روش پسنديده و انصاف مىگفت و مىشنيد ولى همينكه در اين مورد گفتوگو مىشد ، سخت آشفته مىشدند ، آن چنان كه اشخاص خاموش هم به سخن مىآمدند . صداها بلند مىشد و خروش برمىآوردند و از