است كه درست بينديشيد و لازمهء درستانديشى اين است كه شيفته نگرديد و همانا خيرخواهترين شما نسبت به خود فرمانبردارترين شما نسبت به كردگار است و كينهتوزترين شما نسبت به خود نافرمانترين شما از پروردگار خود است .
( 1 ) هر كس خدا را فرمان برد در زينهار خواهد بود و شادمان خواهد شد و هر كس خدا را نافرمانى كند بيمناك و پشيمان مىشود . از خدا براى خود يقين بخواهيد و در عافيت رغبت كنيد .
هان بدانيد كه نيكوترين كارها سنتهاى ديرينه است و بدترين آنها چيزهاى نو پديد آمده است و هر پديدهء نو بدعت است « 1 » و هيچ كس بدعتى پديد نمىآورد مگر آنكه در قبال آن سنتى ترك مىشود . گول خورده كسى است كه در دين خود گول بخورد ، و بر آن كس كه نيك نفس باشد رشك برده مىشود . از لهو و لعب بر حذر باشيد كه قرآن را به فراموشى مىسپارد و شيطان در مجالس لهو حاضر مىشود و به همهء سركشيها و گمراهيها فرامىخواند . گفتگوى با زنان از دامهاى شيطان است و دلها را تباه مىكند . هان كه راستگو باشيد كه خداوند همراه كسى است كه راست بگويد ، ( 2 ) و از دروغ كناره بگيريد كه دروغ از ايمان بر كنار است و همانا كه راستگو بر كرانهء رستگارى و كرامت است و دروغگو بر كرانهء زبونى و نابودى است . همواره سخن حق بگوييد تا به حقگويى شناخته شويد و به حق عمل كنيد تا اهل حق باشيد . امانت را به آن كس كه شما را امين دانسته است برگردانيد و پيوند خويشاوندى خويشاوندانى را كه از شما گسستهاند پيوسته داريد و نسبت به هر كس كه شما را محروم كرده است ، فضيلت كنيد و هرگاه پيمان بستيد ، به پيمان وفا كنيد و هرگاه قضاوت مىكنيد ، دادگرى كنيد و به نياكان خود افتخار مكنيد و به يكديگر لقبهاى نكوهيده مدهيد .
يكديگر را ياوه ستايش مكنيد و شوخى مكنيد و خشم مگيريد و كينه مورزيد . ( 3 ) ميان خود سلام دادن را آشكارا معمول سازيد و پاسخ تحيت را به كسى كه شايستهء آن است نكوتر از آن بگوييد . به يتيمان و بيوهزنان رحمت آوريد . ناتوان و ستمديده را يارى دهيد . بر نيكى و پرهيزگارى همكارى كنيد و بر گناه و سركشى يارى مدهيد و از خداى بترسيد كه خداوند سخت عقوبت است . همانا كه دنيا پشت كرده و آواى بدرود برداشته است . همانا آخرت روى آورده و سر مىكشد . امروز گاه تمرين و رياضت است و فردا هنگام پيشى گرفتن است كه فرجام آن بهشت است و دوزخ . شما در روزگارى به سر مىبريد كه فرصت فراهم آوردن
هامش
( 1 ) اين جمله ضمن خطبه شماره 145 نهج البلاغه چاپ استاد دكتر شهيدى آمده است .