دربارهء حكومت و قدرت نبوده است و نه در جستجوى چيزى از فزونى چيزهاى بىارزش اين جهانى ، بلكه براى اين است كه راههاى دين تو را به حال خود برگردانيم و صلاح را در سرزمينهاى تو آشكار سازيم و بندگان ستمديدهات زينهارى يابند و به احكام و آيين و فرايض تو عمل شود .
( 1 ) همانا هر خونى را روزى خونخواهى خواهد بود و همانا خونخواه ما و حاكم در حق خود و حق خويشاوندان نزديك پيامبر و حق يتيمان و بينوايان و درراهماندگان خداوند است كه هر كه را خواهد از دست او بيرون نمىجهد و كسى را از او راه گريز نيست و ستمگران به زودى خواهند دانست به چه جايگاهى مىروند .
خداوند چهرهء هر بندهاى را كه فرمانى را مىشنود و به آن گوش جان مىسپارد و چون او را به هدايت فرامىخوانند مىپذيرد و دست به دامن راهنمايى مىزند و رستگار مىشود ، شاد و خرم فرمايد . همانا بيناترين ديدهها چشمى است كه به خير و نيكى گشوده شود و به سوى آن پر كشد و بهترين گوشها گوشى است كه پند را بشنود و از آن بهره گيرد و سالمترين دلها دلى است كه از شبههها پاك باشد .
اى مردم ! از پرتو چراغ اندرز دهندهء خيرخواه روشنى جوييد و از آبشخور چشمهاى كه از تيرگى پالوده است آب بياشاميد و از كرانهء ياقوت سرخ توشه برگيريد .
( 2 ) اى بندگان خدا ! به نادانان خود گرايش مجوييد و رام هوسهاى خود مشويد ، و خدا را خدا را كه مبادا به كسى شكايت بريد كه بر اندوه شما نمىگريد و به كسى كه با رأى خود آنچه را براى شما استوار شده است مىشكند و با نادانى خود آنچه را كه براى شما فراهم آمده است از ميان مىبرد و به حماقت خود آنچه را براى شما ساخته شده است ويران مىسازد .
پروردگارا ! ما تو را كه بزرگترين گواهانى ، بر هر بندهاى از بندگانت كه اين سخن همراه با دادگرى و خالى از ستم و اصلاح كنندهء دين و دنيا و بدون تباهى ما را مىشنود و پس از شنيدن آن از يارى دادن تو و نيرومند ساختن آيين تو خوددارى و درنگ مىكند گواه مىگيريم ، و بدانيد كه اگر شما ما را يارى نكنيد و انصاف ندهيد ستمگران بر ما نيرومند مىشوند و ميان ما براى خاموش كردن پرتو خدا اقدام مىكنند . خداى ما را بسنده است و بر او توكل مىكنيم و به سوى او بازمىگرديم و برگشت به سوى اوست . « 1 »
هامش
( 1 ) بخش عمده اين خطبه با تفاوتهاى لفظى اندكى در تحف العقول ، ص 170 - 168 از حضرت سيد الشهدا عليه السلام