خواهد بود . « 1 »
( 1 )
گفتار على عليه السلام در تأكيد واجب بودن امر به معروف و نهى از منكر و جايز نبودن مدارا با منافقان و تبهكاران و سركشان
دربارهء امر به معروف و نهى از منكر و فراخواندن مردم به جنگ با ستمگران چنين فرموده است :
بندگان خدا ! شما را به بيم از خدا سفارش مىكنم و شما را از دنيا و خوشى و نعمت و شادى و ارزش ظاهرى آن برحذر مىدارم كه شايستهء جايگزينى آنچه خداوند دانشمندان را به آن آراسته است نيست و قابل مقايسه با نعمتهاى جاودانه و كرامت هميشگى جهان ديگر نيست . فرجام پسنديده از پرهيزگاران است و اندوه و پشيمانى و گرفتارى فراوان از ستمگران است . از آنچه خداوند دوستان خود را اندرز فرموده و بر نكوهشى كه نسبت به دانشمندان اهل كتاب كرده است ، پند گيريد كه گفته است : « چرا خداپرستان و دانشمندان ، ايشان را از گفتار گناهشان نهى نكردند » ، ( 2 ) « كسانى از بنى اسرائيل كه كافر شدند بر زبان داود و عيسى بن مريم لعنت شدند و اين بدان سبب است كه نافرمانى كردند و متجاوز بودند . آنان از كار زشتى كه انجام مىدادند و بازنمىايستادند و آنچه مىكردند چه نكوهيده است . » « 2 » و جز اين نيست كه خداوند اين كار را از آن جهت بر ايشان عيب گرفته است كه از ستمگران ميان خود ستم مىديدند و در كشور خود تباهى را ملاحظه مىكردند ، ولى به اميد بهرهمند شدن از نعمتهاى ايشان يا از بيم از آن كار نهى نمىكردند و حال آنكه خداوند مىفرمايد : « ما تورات را فرو فرستاديم كه در آن رهنمايى و روشنايى است و پيامبرانى كه تسليم فرمان شدند با آن حكم مىكنند براى يهودان و عالمان با عمل و دانشمندان به آنچه نگهبان آن شدند از كتاب خدا و خود بر آن گواهان بودند ، از مردم مترسيد و از من بترسيد . » « 3 » و فرموده
هامش
( 1 ) اين گفتار حضرت امير المؤمنين كه در نهج البلاغه چاپ مرحوم فيض الاسلام به شماره 71 و در چاپ استاد دكتر شهيدى به شماره 72 آمده است ، اختلافات لفظى و فزونى و كاستى و تقديم و تأخير در جملات در نقل اسكافى ديده مىشود . اين خطبه در منابع كهن پيش از نهج البلاغه و معاصر اسكافى به نقل ابن ابى الحديد در غريب الحديث ابن قتيبه درگذشته به سال 276 هجرى و در الغارات ، ص 159 آمده است . لطفا براى اطلاع بيشتر از منابع آن به روشهاى تحقيق در اسناد و مدارك نهج البلاغه ، ص 97 مراجعه فرماييد .
( 2 ) آيات 63 و 78 سوره مائده .
( 3 ) آيه 44 سوره مائده .