تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعيار و الموازنة ( فارسي ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
( 1 )

حديث منزلت و عطا كردن رسول خدا همهء موارد مقام و بلندى منزلت غير از مقام پيامبرى را به على ، و فقط مقام نبوت است كه به پيامبر ( ص ) پايان پذيرفته و على را در آن بهره نبوده است كه پس از رسول خدا ( ص ) هيچ پيامبرى نيست

دربارهء اين سخن پيامبر ( ص ) كه به على به هنگام جنگ تبوك فرموده است : انت منّى بمنزلة هارون من موسى الّا انّه لا نبىّ بعدى - تو نسبت به من به منزلت هارون نزد موسى هستى جز اينكه پس از من پيامبرى نيست - « 1 » درست بينديشيد . منزلتهاى هارون به موسى عليهما السلام معروف است . نخست اينكه هارون در پيامبرى شريك موسى است . دوم آنكه برادر نسبى
هامش
( 1 ) اين حديث در حد تواتر است . حافظ ابو حازم عبدوى آن را با پنج هزار سند نقل كرده است و شاگردش حافظ حسكانى در حديث شماره 205 در شواهد التنزيل ، ج 1 ، ص 152 ، چاپ اول ، همين گونه نقل كرده است . حاكم نيشابورى مىگويد : اين حديثى است كه به تواتر رسيده است و از شعبة بن حجاج نقل شده كه گفته است چون هارون ( ع ) افضل امت موسى ( ع ) است ، لازم مىآيد كه على هم در قبال اين نص صريح و صحيح افضل از همه افراد امت محمد ( ص ) باشد و اين موضوع را در باب 70 كفاية الطالب ، چاپ نجف ، ص 283 آورده است . ابن عبد البر در كتاب الاستيعاب مىگويد : حديث منزلت از ثابت‌ترين و صحيح‌ترين اخبار است . اين حديث را سعد بن ابى وقاص هم از پيامبر ( ص ) با طرق بسيار كه ابن ابى خيثمه و ديگران گفته‌اند ، روايت كرده است . همچنين ابن عباس و ابو سعيد خدرى و ام سلمه و اسماء دختر عميس و جابر بن عبد الله و گروهى ديگر كه بر شمردن نامشان به درازا مىكشد ، روايت كرده‌اند . خوارزمى در مقتل ، ج 1 ، فصل 4 ، ص 48 مىنويسد : بيست و هشت تن از اصحاب اين حديث را روايت كرده‌اند و آنان را نام برده است . ابن حجر هم در فتح البارى ، ج 7 ، ص 60 و سيوطى در تاريخ الخلفاء ، ص 168 نقل كرده و در مفتاح النجاة ، ص 43 و ينابيع المودة ، ص 218 و كفاية الطالب ، ص 151 نقل شده است . ابن عساكر هم در بخش ترجمه امير المؤمنين عليه السلام از تاريخ دمشق ، ج 1 ، ص 95 - 306 با اسناد فراوان از گروه بسيارى از اصحاب اين حديث را نقل كرده است و ما هم از مصادر مختلف ديگرى نقل كرده‌ايم ، و بحرانى در ابواب 20 و 21 غاية المرام ، ص 126 - 109 از يكصد و هفتاد طريق و مجلسى در بحار الانوار ، ج 37 ، ص 254 از مصادر و با طرق بسيار آورده‌اند . مرحوم امينى هم در الغدير ، ص 202 - 197 نقل كرده است . گروهى درباره اين حديث به تأليف جداگانه‌اى پرداخته‌اند كه از جمله ايشان ابو القاسم على بن حسن تنوخى است كه كتابى در اين باره تأليف كرده و از قول گروهى از اصحاب از جمله عبد الله بن مسعود آن را آورده است و سيد بن طاووس هم در الطرائف ، ص 24 از آن كتاب روايت كرده است . مرحوم سيد مير حامد حسين آن را در دو جلد بزرگ عبقات الانوار مورد بحث قرار داده است . ابن ابى الحديد هم در شرح نهج البلاغه ، ج 4 ، ص 59 در شرح خطبه 57 آن را آورده است و افزوده است كه از واقدى نقل شده است كه از حسن بصرى درباره على عليه السلام پرسيدند ، گفت : من درباره كسى كه چهار خصلت در او جمع است چه بگويم ، او امين تبليغ آيات سوره برائت است و هموست كه پيامبر ( ص ) در جنگ تبوك اين حديث را درباره‌اش فرموده است و اگر چيز ديگرى غير از نبوت را كم مىداشت پيامبر مىفرمود و مصداق كامل عترت است در كتاب الله و عترتى .