تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعيار و الموازنة ( فارسي ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
گوشه مسجد نشسته بودند فرستاد و آن دو را فراخواند . آن دو آمدند و پيش او نشستند و على ( ع ) به آنان چنين فرمود : شما را به خدا سوگند مىدهم ، آيا شما با كمال ميل براى بيعت كردن با من نيامديد و مرا به خلافت دعوت نكرديد و حال آنكه آن را خوش نمىداشتم ؟ گفتند : آرى كه همين گونه است . فرمود : و بدون اينكه مجبور باشيد با من بيعت كرديد و پيمان وفادارى بستيد ؟ گفتند : آرى همين گونه است . على گفت : سپاس و ستايش خداوند جهانيان را در اين باره . ( 1 ) سپس به آن دو فرمود : پس چه چيزى پيش آمده است ؟ گفتند : ما با تو بيعت كرديم كه كارى را بدون نظر ما برش ندهى و در كارها با ما رايزنى كنى و خود به صورت مستبد رفتار نكنى و ما را به غير ما چندان فضيلت و برترى است كه خود مىدانى و حال آنكه اموال را تقسيم مىكنى و احكام را صادر مىكنى و كارها را بدون رايزنى با ما برش مىدهى ، بدون آنكه ما را از آن اطلاعى يا در آن نظرى باشد . ( 2 ) على كه خدايش رحمت كناد گفت : كارهاى كوچك و اندكى را ناپسند شمرده‌ايد و كارهاى بسيارى را رها كرده و به تأخير انداخته‌ايد . من اينك براى خودم و شما از پيشگاه خداوند آمرزش خواهى مىكنم . اينك به من خبر دهيد آيا در چيزى كه شما را در آن حقى بوده است شما را از آن بازداشته‌ام ؟ آيا در تقسيم اموال ، كسى يا خويشتن را به شما ترجيح داده‌ام ؟ گفتند : هرگز و پناه بر خدا . فرمود : آيا در رسيدگى حق كسى از مسلمانان كه به من گزارش داده باشد كوتاهى و ناتوانى كرده‌ام يا حكم آن را نمىدانستم و آيا در صدور حكم اشتباهى كرده‌ام ؟ گفتند : هرگز . فرمود : آيا در كارى از كارهاى همگانى مسلمانان مرا دعوت كرده‌ايد كه از آن كوتاهى كرده باشم يا در آن باره با شما مخالفت نموده باشم ؟ گفتند : به خدا سوگند هرگز . فرمود : پس چه چيزى از كار مرا خوش نمىداريد و چه موضوعى را ناپسند مىشمريد كه انديشهء مخالفت با مرا در سر داريد ؟ گفتند : اينكه تو با عمر بن خطاب و پيشوايان ما دربارهء پرداخت حق ما از اموال و غنايم مخالفت كرده‌اى . تو حق ما را در اسلام همچون حق ديگران قرار داده‌اى و ميان ما و كسانى كه خداوند با شمشيرها و نيزه‌هاى ما و اسب تاختن ما اموال ايشان را در اختيار ما قرار داده است و دعوت ما بر آنان پيروز شده است و آن اموال را با زور گرفته‌ايم و ميان كسانى كه با زور و ناخوش داشتن اسلام مسلمان شده‌اند ، يكسان تقسيم مىكنى . ( 3 ) على كه رحمت خدا بر او باد دو بار تكبير گفت و افزود : پروردگارا من تو را و كسانى را كه امروز در اين انجمن حاضرند بر اين دو تن ، گواه مىگيرم . سپس فرمود : اما اعتراض شما