و خزيمة بن ثابت ذو الشهادتين و عمار بن ياسر و رفاعة بن رافع و ابو حية و خالد بن زيد و سهل بن حنيف جمع شدند و رايزنى كردند و انديشهء آنان بر اين قرار گرفت كه سوار شوند و به حضور على بن ابى طالب بروند و او را آگاه سازند كه طلحه و زبير و كسانى از بنى اميه كه در حجاز باقى ماندهاند ، رايزنى كردهاند و دشمنى آنان دست به دست داده و بر انجام كارى اصرار مىورزند كه بر آن كار بر ايشان ايمن نيستيم . آنان به حضور على ( ع ) رفتند و گفتند :
اى امير المؤمنين بر كار حكومت خود بنگر و اين خويشاوندان قرشى خود را مورد عتاب قرار بده كه بيعت تو را شكسته و پيمان تو را گسستهاند و ما را هم پوشيده به كناره گرفتن از تو فرا مىخوانند . خداوندت به راه سعادت راهبرى فرمايد . و اين بدان سبب است كه ايشان برترى در برگزيدن چيزهاى پسنديده را براى خود از دست دادهاند و سرمشق گرفتن و شكيبايى كردن را هم خوش نمىدارند و چون ميان آنان و افراد غير عرب تساوى برقرار فرمودهاى ، اين كار را نادرست مىشمرند و سرانجام با دشمن تو رايزنى كردهاند و انديشهشان بر اين قرار گرفته است كه براى تفرقهاندازى و سازگارى كردن با نادانان خون عثمان را مطالبه كنند . انديشهء خود را در اين باره به كار انداز . على ( ع ) در حالى كه سوار بر استر شهباى رسول خدا ( ص ) بود حركت كرد و چون به مسجد رسيد خشمگين بر منبر رفت .
عمامهاى از حرير سياه بر سر داشت . ردايش جامهاى سبز رنگ بود و ازار او برد قطرى .
شمشير بر شانه داشت و به كمانى تكيه داده بود و چنين فرمود :
( 1 ) اما بعد ، اى مردم ! ما نخست خدايى را ستايش مىكنيم كه پروردگار و كردگار و ولى نعمت ماست . خداوندى كه نعمتهاى او آشكار و پوشيده ما را فرا گرفته است . بدون آنكه ما را نيرو و توانى باشد ، بر ما منت گزارده و فضيلت فرموده است تا ما را بيازمايد كه آيا سپاس مىگزاريم يا كفران مىورزيم . هر كس سپاسگزارى كند ، نعمت را بر او افزون مىفرمايد و هر كس كفران ورزد ، عذابش مىدهد . و گواهى مىدهم كه كردگارى جز خداوند يگانهء بىانباز نيست ، خداى يگانه و پاينده . و گواهى مىدهم كه محمد بنده و پيامبر اوست كه خداوند او را براى رحمت به بندگان و سرزمينها و چهارپايان و جانوران زبان بسته گسيل فرموده است ، نعمت و منتى گرانسنگ و فضيلتى بزرگ كه بر ما ارزانى فرموده است .
درود و سلام خدا بر او باد .
( 2 ) اى مردم ! همانا برترين مردم از لحاظ منزلت در پيشگاه خداوند و بزرگترين ايشان از لحاظ شرف و نزديكترين آنان به رسول خدا ( ص ) و گرانقدرترشان نزد خداوند كسانى هستند كه فرمان خدا را مطيعتر و به اطاعت از خدا داناتر باشند و سنت رسول خدا را بيشتر
المعيار و الموازنة ( فارسي ) — صفحة 101
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص١٠١