تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
( 1 ) محمد بن عمر واقدى ، از معمر ، از ابو سلمة بن عبد الرحمان از خود عايشه ما را خبر داد كه مىگفته است * روزى رسول خدا ( ص ) به من فرمود « اى عايشه اين جبريل است كه بر تو سلام مىرساند » گفتم سلام و رحمت و بركتهاى خدا بر او باد ، البته كه من جبريل را نمىديدم و رسول خدا چيزهايى را مىديد كه من نمىديدم . واقدى ، از اسحاق بن يحيى از عيسى بن طلحه ما را خبر داد كه مىگفته است * عايشه در بهشت هم همسر رسول خداست . و همو از ابو بكر بن عبيد اللّه ، از ربيعة بن عثمان ما را خبر داد كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) شبى خواستهء خويش را برآورد و سپس به عايشه فرمود تو براى من محبوب‌تر از سرشير آميخته با خرمايى ! محمد بن عمر واقدى از فاطمه دختر مسلم ، از فاطمه خزاعيه ما را خبر داد كه مىگفته است * از عايشه شنيدم مىگفت پيامبر ( ص ) روزى پيش من آمدند پرسيدم امروز كجا بوده‌ايد ؟ فرمود اى حميراء پيش ام سلمه بودم گفتم از ام سلمه سير نمىشوى ؟ پيامبر ( ص ) لبخند زد ، گفتم اى رسول خدا مرا خبر بده اگر قرار باشد ميان دو چمنزار مختار شوى كه يكى چريده نشده باشد و ديگرى چريده شده باشد كدام را برمىگزينى ؟ فرمود آن را كه چريده نشده باشد ، گفتم من مانند هيچ يك از همسران شما نيستم كه هر كدامشان پيش از شما همسر مرد ديگرى بوده‌اند جز من ، و پيامبر لبخند زدند . محمد بن عمر واقدى از ابن ابى سبرة از موسى بن ميسرة از ابو عبد اللّه قرّاظ ما را خبر داد كه مىگفته است * در شب مرگ عايشه ، دست ابو هريره در دست من بود . همو از عبيد اللّه بن عروة از عثمان بن عروة از پدرش ما را خبر داد كه مىگفته است * عايشه به شب سه‌شنبه نوزدهم رمضان سال پنجاه و هشت درگذشت و ابو هريره بر او نماز گزارد . همو ، از عبيد اللّه بن عروه از عيسى بن معمر ، از عبّاد بن عبد اللّه بن زبير ما را خبر داد كه مىگفته است * روى گور عايشه پرده‌يى كشيديم و چوبى را كه بر سرش كهنه - آغشته به روغن - بسته بوديم و روشن كرده بوديم با خود برداشتيم و او را شبانه پس از نماز وتر در ماه رمضان به خاك سپرديم . همو ، از عمر بن عبد اللّه بن محمد بن عبد الرحمان بن ابى بكر ، از پدرش - يعنى ابن ابى عتيق - ما را خبر داد كه مىگفته است * كنار گور عايشه حاضر بودم و شبانه او را به خاك سپرديم .