( 1 ) واقدى ، از محمد بن عبد اللّه بن جعفر از ابن ابى عون ما ما را خبر داد كه عايشه مىگفته است * من و صفيه يك ديگر را دشنام مىداديم ، من پدرش را دشنام دادم او هم پدرم را دشنام داد و رسول خدا آن را شنيد و فرمود « اى صفيه ! آيا ابو بكر را دشنام مىدهى ! آيا ابو بكر را دشنام مىدهى » ! « 1 » محمد بن عمر واقدى ، از محمد بن عبد اللّه - برادرزادهء زهرى - از زهرى از ابن مسيب « 2 » ما را خبر داد كه مىگفته است * حضرت ختمى مرتبت به ابو بكر فرمودند « اى ابو بكر مرا از دست عايشه آسوده نمىكنى » گويد ابو بكر دستش را بلند كرد و ضربهء محكمى به سينهء عايشه زد . پيامبر ( ص ) فرمودند اى ابو بكر خدايت بيامرزد مقصودم اين كار نبود .
محمد بن عمر از سفيان ثورى از اعمش از عمارة بن عمير ما را خبر داد كه مىگفته است * كسى كه خود شنيده بود - ديده بود - مرا خبر داد كه عايشه هر گاه اين آيه را كه آيهء سى و سوم سورهء احزاب است مىخواند كه مىفرمايد « در خانههاى خود آرام بگيريد » چندان مىگريست كه روسرى او خيس مىشد . « 3 »
حفصه دختر عمر
بن خطاب بن نفيل بن عبد العزى بن رياح بن عبد اللّه بن قرظ بن رزاح بن عدى بن كعب بن لوى .
مادرش زينب دختر مظعون بن حبيب بن وهب بن حذافة بن جمح است كه خواهر عثمان بن مظعون است .
محمد بن عمر واقدى ، از اسامة بن زيد بن اسلم از پدرش ، از پدر بزرگش ، از گفتهء عمر بن خطاب ما را خبر داد كه مىگفته است * حفصه پنج سال پيش از مبعث رسول
هامش
( 1 ) نمىدانم چرا از اين سخن يادم آمد كه « سهم به سهم و البادئ اظلم » ، « تيرى در برابر تيرى و آغاز كننده ستمگرتر است » ، ضمن شرح حال صفيه در همين كتاب ملاحظه خواهيد فرمود كه رسول خدا به صفيه مىفرمايد تو هم افتخار كن و بگو من دختر موسى و عمرانم و همسرم رسول خداست .
( 2 ) يعنى سعيد بن مسيب مخزومى قرشى كه محدث و يكى از فقيهان هفتگانهء مدينه بوده و به سال نود و چهار هجرت درگذشته است و به شدت شيفتهء عمر بن خطاب بوده است .
( 3 ) ابو الفتوح رازى هم در تفسير ، ج 9 ، ص 151 ، چاپ مرحوم شعرانى اين روايت را به نقل اعمش از ابو الضحى آورده است .