تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
( 1 ) يعلى بن عبيد ، از هارون بربرى ، از عبد اللّه بن عبيد بن عمير ما را خبر داد كه مىگفته است * عايشه وصيت كرد كه از پى تابوت من چراغ و آتش مياوريد و زير جسدم ملافه سرخ ميفكنيد . محمد بن عمر واقدى ، از ابن ابى سبرة ، از موسى بن ميسرة از سالم سبلان ما را خبر داد كه مىگفته است * عايشه به شب هفده رمضان پس از هنگام نماز وتر درگذشت دستور داده بود همان شب او را به خاك بسپرند ، مردم جمع شدند و حاضر شدند و هيچ شبى مدينه را به آن ازدحام نديده بودم ، همه مردم نواحى بالاى شهر هم آمده بودند و پيكر عايشه در بقيع به خاك سپرده شد . محمد بن عمر واقدى ، از ابن ابى سبرة از عثمان بن ابى عتيق از پدرش ما را خبر داد كه مىگفته است * در شب مرگ عايشه ديدم پارچه‌هاى كهنه را بر سر چوبها بسته و آتش زده‌اند و همراه تابوت مىبرند و زنها را هم در گورستان بقيع چنان ديدم كه گويى عيد است . محمد بن عمر واقدى ، از ابن جريج ، از نافع ما را خبر داد كه مىگفته است * حضور داشتم كه ابو هريره بر پيكر عايشه در گورستان بقيع نماز گزارد و عبد اللّه بن عمر هم كه ميان مردم بود اين كار او را نادرست ندانست ، گويد مروان در آن سال به عمره رفته و ابو هريره را به جانشينى خود گماشته بود . محمد بن عمر واقدى ، از عبد الرحمان بن عبد العزيز ، از عبد اللّه بن ابى بكر بن محمد بن عمرو بن حزم ما را خبر داد كه مىگفته است * ابو هريره به ماه رمضان سال پنجاه و هشت هجرت بر پيكر عايشه نماز گزارد و پس از نماز وتر - نزديك سپيده‌دم - به خاك سپرده شد . محمد بن عمر واقدى از عبد اللّه بن عروة بن زبير ، از عثمان بن ابى وليد ، از عروة ما را خبر داد كه مىگفته است * من پنجمين نفر بودم كه به گور عايشه درآمدم ديگران عبد اللّه بن زبير و قاسم بن محمد بن ابى بكر و عبد اللّه بن محمد بن عبد الرحمان بن ابى بكر - يعنى ابن ابى عتيق - و عبد اللّه بن عبد الرحمان بودند « 1 » و ابو هريره بر پيكر عايشه در شب ماه رمضان پس از نماز وتر نماز گزارد . محمد بن عمر واقدى ، از ابن ابى سبرة ، از عثمان بن ابى عتيق ، از قاسم بن محمد بن
هامش
( 1 ) خوانندگان گرامى توجه دارند كه اين پنج نفر خواهرزاده و برادرزادگان عايشه‌اند و به اصطلاح همگى با او محرم بوده‌اند .