تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 434

مساهمون:

ص٤٣٤
( 1 ) او محمد را آورد ، سپس عمرو بن قيس بن زيد بن سواد بن مالك بن غنم بن مالك بن نجّار او را به همسرى گرفت كه براى او قيس و عبد الله را آورد . ام حرام مسلمان شده و با حضرت ختمى مرتبت بيعت كرده است . معن بن عيسى از مالك بن انس از اسحاق بن عبد الله بن ابى طلحه از گفتهء انس بن مالك ما را خبر داد كه مىگفته است * ام حرام - كه خالهء انس بوده است - همسر عبادة بن صامت بوده است . عفان بن مسلم ، از حماد بن سلمه ، از يحيى بن سعيد ، از محمد بن يحيى بن حبان از انس بن مالك از گفتهء - خاله‌اش - ام حرام دختر ملحان ما را خبر داد كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) در خانهء من خواب نيمروزى گزارد هنگامى كه بيدار شد مىخنديد ، گفتم اى رسول خدا پدر و مادرم فدايت باد از چه چيزى مىخندى ؟ فرمود « گروهى از امت من بر اين دريا سوار مىشوند و مىنشينند همچون پادشاهان بر تختها » گفتم اى رسول خدا دعا فرما كه خداوند مرا از ايشان قرار دهد ، فرمود تو از آنان خواهى بود . ام حرام گويد پيامبر ( ص ) بار ديگر خوابيد و چون بيدار شد مىخنديد گفتم اى رسول خدا از چه چيزى مىخندى ؟ همان سخن را بازگو فرمود ، گفتم دعا فرماى كه خداوند مرا از ايشان قرار دهد ، فرمود تو از افراد نخست خواهى بود . « 1 » گويد ام حرام همراه شوهرش عبادة بن صامت به جهاد رفت قضا را ناقه ام حرام او را بر زمين افكند و درگذشت . عفان بن مسلم كه راوى اين موضوع است مىگويد گمان مىكنم كه پيامبر ( ص ) فرموده‌اند بر پشت اين دريا سوار مىشوند . سليمان بن حرب از حماد بن زيد از يحيى بن سعيد از محمد بن يحيى بن حبان از انس بن مالك ما را خبر داد كه مىگفته است * ام حرام دختر ملحان از گفتهء رسول خدا همينگونه براى من نقل كرد . انس مىافزوده است كه قاطرى را نزديك آوردند تا ام حرام سوار شود ، و چون سوار شد استر او را بر زمين افكند و گردنش شكست و درگذشت .
هامش
( 1 ) . ظاهرا مقصود وصول به شهادت است و جمله كنايه از غوطه خوردن در درياى خون و شهادت است .
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 434 | محمود مهدوى دامغانى / ابن سعد