تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 30

مساهمون:

ص٣٠
( 1 ) كوهى در يمن است بود و به خديجه تعلق داشت و خديجه آن را در شب زفاف زينب و ابو العاص به زينب داده بود . همراه عمرو به عنوان فديه ابو العاص فرستاد . پيامبر ( ص ) همين كه آن گردن‌بند را ديد آن را شناخت و افسرده شد و خديجه را ياد فرمود و بر او رحمت فرستاد و خطاب به مسلمانان گفت « اگر صلاح بدانيد اسير زينب را رها كنيد و كالاى او را هم براى خودش پس فرستيد » ، گفتند آرى اى رسول خدا ! همينگونه رفتار مىكنيم ، گويد مسلمانان ابو العاص بن ربيع را آزاد كردند و گردن‌بند زينب را هم به او برگرداندند و پيامبر ( ص ) از ابو العاص تعهد گرفت كه زينب را براى آمدن به حضور رسول خدا آزاد بگذارد ، ابو العاص اين وعده را داد و به آن عمل كرد . محمد بن عمر واقدى مىگويد روايت بالا در نظر ما استوارتر از روايتى است كه مىگويد زينب همراه پدر بزرگوارش هجرت كرده است . هشام بن محمد بن سائب كلبى از معروف بن خرّبوذ مكى ما را خبر داد كه مىگفته است * ابو العاص بن ربيع « 1 » در يكى از سفرهاى خود كه به شام مىرفت همسر خود زينب دختر رسول خدا ( ص ) را به ياد آورد و اين دو بيت را سرود : « هنگامى را به ياد مىآورم كه زينب سوار شد و رفت با خود گفتم شادابى و سير آبى بهره آن كس با دكه ساكن منطقهء حرم است ، دختر محمد امين كه خدايش پاداش نيكو دهاد و هر شوهرى به زودى دربارهء آنچه مىداند سر تسليم و احترام فرود مىآورد » . « 2 » محمد بن عمر واقدى مىگويد * رسول خدا مىفرموده‌اند كه ما دامادى ابو العاص را نكوهيده نمىدانيم . يعلى بن عبيد طنافسى ، از محمد بن اسحاق از يزيد بن رومان ما را خبر داد كه مىگفته است * يك روز كه پيامبر ( ص ) با مردم نماز صبح مىگزارد همين كه به نماز ايستاد و تكبيرة الاحرام گفت ، زينب دختر آن حضرت با صداى بلند گفت من ابو العاص بن ربيع را پناه دادم ، هنگامى كه نماز پيامبر ( ص ) تمام شد از مردم پرسيد كه آيا اين صدايى را كه من شنيدم شما هم شنيديد ؟ گفتند آرى . فرمود سوگند به كسى كه جان محمد در دست اوست ، من از اين موضوع هيچ آگاه نبودم تا هنگامى كه همين صدا را شنيدم كه شما هم شنيديد ،
هامش
( 1 ) ابن قتيبه در المعارف ، ص 141 چاپ عكاشه مىگويد نام اصلى ابو العاص قاسم با مقسم بوده است . ( 2 ) ذكرت زينب لمّا وركت ارما * فقلت سقيا لشخص يسكن الحرما بنت الامين جزاها اللّه صالحة * و كل بعل سيثنى بالذى علما