تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 28

مساهمون:

ص٢٨
( 1 ) * على ( ع ) جنازهء فاطمه را شبانه به خاك سپرد . انس بن عياض هم ، از يونس بن يزيد ايلى از ابن شهاب زهرى ما را خبر داد كه * پيكر فاطمه ( ع ) شبانه دفن شد و على او را به خاك سپرد . عبيد اللّه بن موسى و وكيع هر دو از گفتهء اسرائيل از جابر از محمد بن على ما را خبر دادند كه * فاطمه ( ع ) شبانه به خاك سپرده شد ، وكيع هم از موسى بن على از يكى از يارانش ما را خبر داد كه فاطمه شبانه به خاك سپرده شد . عمر بن سعد پدر داود حفرى ، از سفيان ، از معمر ، از زهرى ، از عروة از عايشه ما را خبر داد كه مىگفته است * على ( ع ) پيكر فاطمه را شبانه به خاك سپرد . محمد بن مصعب از اوزاعى ، از يحيى بن سعيد ما را خبر داد كه مىگفته است * فاطمه ( ع ) شبانه به خاك سپرده شد . محمد بن عمر واقدى ، از عمر بن محمد بن عمر بن على از پدرش از على بن حسين ( ع ) ما را خبر داد كه * مىفرموده است از ابن عباس پرسيدم فاطمه ( ع ) را چه هنگام به خاك سپرديد ؟ گفت شبانه پس از آرام گرفتن مردم ، گفتم چه كسى بر او نماز گزارد ؟ گفت على عليه السلام . محمد بن عمر واقدى مىگويد به عبد الرحمان بن ابى الموالى گفتم مردم مىگويند آرامگاه فاطمه كنار همان مسجدى است كه در بقيع مردم بر جنازه‌هاى خود آن جا نماز مىگزارند ، گفت به خدا سوگند آن جا مسجد رقيه است يعنى به نام زنى است كه آن را ساخته است ، فاطمه ( ع ) در گوشهء خانهء عقيل آن جايى كه كنار خانهء جحشىها و در قبله راه خروجى خاندان نبيه عبد الدار و كنار بقيع به خاك سپرده شد و ميان آرامگاه و راه هفت ذراع است . محمد بن عمر واقدى ، از عبد اللّه بن جعفر ، از عبد اللّه بن حسن ما را خبر داد كه مىگفته است * مغيرة بن عبد الرحمان بن حارث بن هشام را ديدم كه در گرماى توان‌فرساى نيمروزى كنار بقيع منتظر من ايستاده است ، پرسيدم اى ابو هاشم ! چه چيزى تو را وادار به ايستادن اين جا كرده است ؟ گفت منتظر تو بودم ، به من خبر رسيده است كه فاطمه ( ع ) در اين خانه كه خانهء عقيل و كنار خانهء جحشىهاست به خاك سپرده شده است ، دوست دارم به هر بهايى كه بشود آن را براى من خريدارى كنى تا آن جا به خاك سپرده شوم ، عبد اللّه بن حسن گفته است به خدا سوگند اين كار را مىكنم ولى آنچه كوشيده است اعقاب عقيل از فروش