تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
( 1 ) او را مختار فرمود كه اگر مىخواهد از شوهرش جدا شود يا با او زندگى كند ، و به بريره مقدارى گوشت صدقه داده شد و او آن را به عايشه هديه داد ، آن گوشت را ريز كردند و آن روز خورشى كه براى پيامبر ( ص ) آوردند بدون گوشت بود . پيامبر پرسيدند مگر امروز پيش شما گوشت نديدم ؟ گفتند گوشتى بود كه به بريره صدقه داده بودند ، فرمود آن گوشت براى او صدقه و براى ما در حكم هديه است ، وانگهى بريره پيش عايشه آمد و از او براى پرداخت مبلغ پيمان‌نامهء آزادى خود كه با صاحبان خود نوشته بود يارى خواست ، عايشه او را گفت اگر صاحبانت بخواهند تو را از ايشان مىخرم و بهاى تو را به صورت نقد به ايشان مىپردازم ، بريره پيش آنان رفت و موضوع را گفت ، آنان گفتند به شرطى كه وابستگى تو از ما باشد ، بريره پيش عايشه برگشت و گفت آنان مىگويند به شرطى كه وابستگى از آنان باشد ، پيامبر به عايشه فرمود او را بخر و آنچه گفته‌اند براى تو زيانى ندارد كه وابستگى براى كسى است كه برده را آزاد مىكند . هوذة بن خليفه ، از عوف ، از محمد ما را خبر داد كه مىگفته است * دربارهء بريره سه حكم داده شد نخست اينكه عايشه او را خريد و آزاد كرد كسانى كه او را به عايشه فروخته بودند شرط كرده بودند كه وابستگى او از ايشان باشد ولى پيامبر ( ص ) حكم فرمود كه وابستگى براى كسى است كه بهاى برده را پرداخته است . دو ديگر آنكه به هنگام بردگى همسرى داشت كه چون آزاد شد رسول خدا او را مختار فرمود كه مىتواند پيش شوهر بماند يا از او جدا شود و او خويشتن و جدايى را برگزيد « 1 » ، محمد مىگفته است موضوع سوم را نمىدانم كه چيست . عبد الوهاب بن عطاء از اسامة از قاسم بن محمد از عمه‌اش عايشه ما را خبر داد كه مىگفته است * دربارهء بريره سه سنت متداول شد ، نخست اينكه خواستم او را بخرم و آزاد كنم صاحبانش گفتند او را نمىفروشيم مگر اينكه وابستگى او از ما باشد و چون رسول خدا از اين سخن آگاه شد فرمود اين مردم را چه مىشود كه شرطهايى مىكنند كه در كتاب خدا و سنت پيامبرش نيست و باطل است وابستگى از كسى است كه برده را آزاد مىكند ، دو ديگر آنكه چون آزاد شد پيامبر فرمود اينك مختارى و او را شوهر بود - مىخواهى زندگى كن ، مىخواهى جدا شو - سديگر آنكه چيزى به او صدقه دادند و او بخشى از آن را به ما هديه
هامش
( 1 ) ملاحظه مىكنيد كه براى بررسى حقوق كنيزكان پس از آزادى توجه به اين روايات بسيار ضرورى است .
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 270 | محمود مهدوى دامغانى / ابن سعد