( 1 ) براى ما هديه شمرده مىشود .
محمد بن حميد عبدى از معمر از قتاده ما را خبر داد كه مىگفته است * به بريره گوسپندى از حساب زكات و صدقه دادند ، او آن را به عايشه هديه داد ، عايشه خوش نمىداشت چيزى از آن را بخورد ، پيامبر ( ص ) فرمودند براى بريره صدقه و براى ما هديه است .
عبد الله بن نمير ، از سعيد از ايوب از عكرمه از ابن عباس ما را خبر داد كه مىگفته است * روزى كه بريره از بردگى آزاد شد شوهرش به نام مغيث و سياهپوست و بردهء خاندان مغيره بود ، و به خدا سوگند گويى هماكنون او را مىبينم كه در كوچههاى مدينه در حالى كه اشكهايش فرو مىريخت از پى بريره مىرفت و مىخواست رضايت او را به دست آورد و بريره نمىپذيرفت .
فضل بن دكين ، از ابن عيينة ، از ايوب ، از عكرمه ما را خبر داد كه مىگفته است * پيش عبد الله بن عباس سخن از شوهر بريره به ميان آمد ، ابن عباس گفت شوهرش مغيث نام داشت و برده فلان خاندان بود و من خود او را ديدم كه در كوچهها از پى بريره مىرفت و مىگريست .
ابو الوليد هشام طيالسى ، از شعبه از قتاده از عكرمه از ابن عباس ما را خبر داد كه مىگفته است * شوهر بريره را ديدم كه برده بود .
عارم بن فضل ، از حماد بن زيد ، از ايوب از عكرمة از ابن عباس ما را خبر داد كه مىگفته است * همسر بريره برده بود و گويى هم اكنون بر او مىنگرم كه از پى بريره در كوچههاى مدينه مىرفت و مىگريست .
و همو از حماد بن زيد از ايوب ما را خبر داد كه مىگفته است * من نمىدانم كه كسى از مردم مدينه و مكه در مورد اينكه شوهر بريره برده بوده است اختلاف داشته باشند .
عبد الوهاب بن عطاء از سعيد ، از ايوب از عكرمه از ابن عباس ما را خبر داد كه مىگفته است * هنگامى كه بريره آزاد و مختار شد شوهرش بردهيى سياهپوست به نام مغيث و متعلق به خاندان مغيره بود ، گويى هماكنون او را مىبينم كه در كوچههاى مدينه از پى او مىرفت و اشكريزان مىخواست رضايت او را به دست آورد ، و بريره مىگفت مرا به تو نيازى نيست .
محمد بن عبد الله انصارى از سعيد ما را خبر داد كه مىگفته است * ابو معشر چنين
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 272
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٢٧٢